X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - اشعار طنز
tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - اشعار طنز
یارانه و سهراب,شعر دیروز شعر امروز,شعر ایرانی از دیروز تا فردا,خر مش رجب و اوضاع کنونی ایران,حسني به روايت امروزي,طنز عید نوروز کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی؟,مد شده,طنز تلخ,سبزه گره زدن طنز,SIZE 1pt مد شده,کلاس های تخصصی برای زوج های جوانطنز
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
به نظر من نتیجه مذاکرات ایران و 5+1 :




امکانات ديگر
 وصیت نامه' ابوالقاسم حالت
  طنز نويس معروف مجله هاي توفيق و گل آقا با  تخلص 'خروس لاري' :
 
بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد
نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد

نه پي گورکن و قاري و غسال رويد
نه پي سنگ لحد پول به حجار دهيد

به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسي
که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد

اين دو چشمان قوي را به فلان چشم چران
که دگر خوب دو چشمش نکند کار دهيد
وين زبان را که خداوند زبان بازي بود

به فلان هوچی رند از پی گفتار دهید
کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است

راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد
وين دل سنگ مرا هم که بود سنگ سياه
به فلان سنگتراش ته بازار دهيد
کليه ام را به فلان رند عرق خوار که شد

ازعرق کليه او پاک لت و پار دهيد
ريه ام را به جواني که ز دود و دم بنز

درجواني ريه او شده بيمار دهيد
جگرم را به فلان بی جگر بی غیرت

کمرم را به فلان مردک زن باز دهید
چانه ام را به فلان زن که پي وراجي است

معده ام را به فلان مرد شکمخوار دهيد
 
تا مگر بند به چيزي شده باشد دستش
لااقل  ت خ م  مرا هم به طلبکار دهید
برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 9
rss نوشته شده در تاريخ جمعه 19 خرداد 1391 و در ساعت : 06:32 - نويسنده : تابستانه
 جمعه هایم ناگهان یکشنبه شد

چند ساعت، ساعتم افتاد عقب
پاک قاطی شد سحر با نیمه شب

یک شبه انگار بگرفتم مرض
صبح فردایش زبانم شد عوض

آن سلام نازنینم شد <هِلو>
و انچه گندم کاشتم، رویید جو

پای تا سر شد وجودم «فوت» و «هِد»
آب من «وا‌تر» شد و نانم «برد»

وای من حتی پنیرم «چیز» شد
است و هستم ناگهانی «ایز» شد

من که با آن لهجه و آن فارسی
آنچنان خو کرده بودم سال سی

من که بودم آنهمه حاضر جواب
من که بودم نکته‌ها را فوت آب

من که با شیرین زبانیی‌های خویش
کار خود در هر کجا، بردم به پیش

آخر عمری چو طفلی تازه سال
از سخن افتاده بودم؛ لالِ لال

کم کمک گاهی «هلو» گاهی «پیلیز»
نطق کردم؛ خرده خرده؛ ریز ریز

در گرامر همچنان سر در گُمَمْ
مثل شاگرد کلاس دومم

گاه گود مرنینگِ من جای سلام
از سحر تا نیمه شب دارد دوام

با در و همسایه هنگام سخن
لرزه می‌افتد به سر تا پای من

می‌کنم با یک دو تن اهل محل
گاهگاهی یک «هلو» رد و بدل

گر هوا خوب است و یا اینکه بد است
گفتگو در باره‌اش صد در صد است

جز هوا، هر گفتگوئی نا‌بجاست
این جماعت حرفشان روی هواست

بگذر از نی من حکایت می‌کنم
وز جدایی‌ها شکایت می‌کنم

نی کجا این نکته‌ها آموخته؟
نی کجا داند نیستان سوخته

نی کجا از فتنه‌های غرب و شرق
داغ بر دل دارد و تیشه به فرق

بشنو از من بهترین راوی منم
راست خواهی هم نی و هم نی زنم

سوختند آن‌ها نیستان مرا
زیر و رو کردند ایران مرا

کاش می‌ماندم در آن محنت‌سرا
تا بسوزانند در آتش مرا

تا بسوزانندم و خا کس‌تر م
در هم آمیزد به خاک کشورم

دیدی آخر هر چه رشتم پنبه شد
جمعه‌هایم ناگهان یکشنبه شد*

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 15
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 8 خرداد 1391 و در ساعت : 08:14 - نويسنده : تابستانه
 طنز تلخ - عاشقی های جدید
عشق بعضی وقت ها اینترنتی است
گاه کافی شاپی یا کافی نتی است

با تو می گویم زبعضی صحنه هاش
صحنه هایی گاه سخت ودلخراش

صحنۀ اول حدود نیمه شب
دختر و رایانه و شور و طرب

مثل اینکه دارد او چت می کند
وای ،دارد کم کم عادت می کند

چه امید و آرزوهای بلند
دخترک افتاده بدجوری به بند

صحنۀ دوم خیابان و قرار
می شود تکمیل کارش با فرار

در سکانس بعد ویلای شمال
نازنین تنها ست در دام کمال

صحنۀ بعدی بد و مستهجن است
قصّه از نامردی یک رهزن است

سور و سات و دوربین و کیف و حال
بعد اشک و زاری آن پایمال

در جوابش پوزخندی بود و بس
گوهر دختر لگد مال هوس

بعد پخش سی دی اش در سطح شهر
حاصلش تیغ و دوا و جام زهر

مرغ عشقی کشته در پای هوس
در بهار عمر افتاد از نفس

صحنۀ آخرسکانس چند مین ؟
مادر زار و مزار نازنین

کارگردان کات داد و شد تمام
لیک پا برجاست مرغ و دان و دام

بار دیگر باز ویلایی خَفَن
دختری در دست های اهرمن

لیک این دفعه ثریا با صمد
جای ویلایش چه فرقی می کند

داستان عاشقی های جدید
طنز تلخی شد که «جاوید » آفرید
نويسنده: محمد جاوید

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 12
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 فروردین 1391 و در ساعت : 11:11 - نويسنده : تابستانه
 سبزه گره زدن (طنز)
الا دختر که چشم زاغ داری
سبد در دست و میل باغ داری

توکه شیرین و خوش بنیاد هستی
چرا تنها و بی فرهاد هستی

مبادا همچنان بی خواستگاری؟
توهم از چهره های ماندگاری؟

الهی من بمیرم نازنینم
تورا اینگونه بی شوهر نبینم

نبینم سن و سالت رفته بالا
نبینم مانده ای در پیش بابا

نبینم یک پیامک هم نداری
ایمیلی از سیامک هم نداری

مشو نومید راهی دارد این کار

همین الان قدم در باغ بگذار

برو جانم گره بر سبزه انداز
که خیلی زود بختت می شود باز

بزن چندین گره ، ای مهربانم
یک از رو یکی از زیر، جانم

اگر رویی عمل ننمود یکبار
همان زیری بلا شک می کند کار

ولی ای نازنین نیت کن اول
وگرنه مشکلت کی می شود حل

بگو یا رب عطا کن خواستگاری
بده از لطف، مارا همجواری

کمی خوش تیپ هم باشد بدک نیست
که تیپم از جنیفر کمترک نیست

بگو یا رب عطا کن خوبِ خوبش
وگرنه هست دنبالم تن لش

بده یک خواستگار توپ یا رب
که روزم را نسازد بدتر از شب

عطا کن شوهری مانند بابام
که باشد مثل بره، رام و آرام

بگو یا رب عطا کن چیز مشتی
چه اهوازی چه تهرانی چه رشتی

گره بر سبزه زن از نوع محکم
نه شلّ و ولّ و وا ، مانند آدم

همین فردا برایت خواستگاری
شود پیدا ز یک گوش و کناری

اگر پیدا نشد اصلا مخور غم
مگر ای نازنینم بنده مُردم

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 16
rss نوشته شده در تاريخ شنبه 12 فروردین 1391 و در ساعت : 10:59 - نويسنده : تابستانه
 سلام به خواجه شيراز

گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم
گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى
دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى
گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!


گفتم: ز دولت عشق ؟ گفتا که: کودتا شد

گفتم: رقیب ؟ گفتا: بدبخت کله پا شد
*
گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟
گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى


گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز


گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده

گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده


گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟
گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره
گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا


گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى

گفتا: پژو ، دوو، بنز ،کمری نوک مدادى

گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى
گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد
گفتا: به پست داده ، پست هم آن رو آوُرد

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 14
rss نوشته شده در تاريخ سه شنبه 8 فروردین 1391 و در ساعت : 02:17 - نويسنده : تابستانه
 شعر طنز خطاب به عید...
عید آمد و شد مشکلِ من بیشتر از پیش
ای وای از این مایه‌ی بدبختی و تشویش

یک سو زده زن زیرِ بغل زانویِ ماتم
یک سو پسرم صاعقه درمی‌کند از خویش

این میوه و شیرینی و نقل و گز و آجیل
آن خواسته البسّه‌ی نو از من درویش

این ایل و تبارش همه عازم به شمالند
آن می رود امسال رفیقش سفر کیش

پیوسته فقط زخم زبان می‌زندم این
آن میکشدم پیرهن و می‌کَنَدَم ریش

تا خرخره افتاده‌ام انگار که در گِل
در چنته ندارم به خدا هیچ... کم و بیش...

ای عید، چه لوتی کُشیّ و بی‌رگ و نامرد
ای عید، چه بدذاتی و بدخواه و بداندیش

بسته شده بر روی من از لطف تو شش‌در
هستی تو برای کسبه گرچه دو تا شیش

جز رنج برای ضعفا نیستی ای عید
ای نوش نزن اینهمه بر پیکر من نیش...
                                        سوزن الشعرا

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 15
rss نوشته شده در تاريخ یکشنبه 6 فروردین 1391 و در ساعت : 12:02 - نويسنده : تابستانه
 مد شده
مد شده این روزها پز می دهیم
پیش هر کس، هر کجا پز می دهیم

جمعمان هر وقت کامل می شود
یا که می لافیم؛ یا پز می دهیم

کار ما اصلا همین پز دادن است
خوب و خوشحالیم تا پز می دهیم

واقعا خیلی سبک تر می شویم
چون که ریلکس و رها پز می دهیم

هیچ فرقی هم ندارد جای آن
در عروسی یا عزا پز می دهیم

چهره هامان ناز و خوشگل می شود
بس که با ناز و ادا پز می دهیم

یک نفس در خواستگاری هایمان
از سر صدق و صفا پز می دهیم

با نماز و روزه و اعمال هم
دور از چشم خدا پز می دهیم

با قیافه، لنز، مو، گوشی، لباس
روسری، عینک، طلا پز می دهیم

با عمو ها، عمه ها، هر کس که شد
دوست، فامیل، آشنا پز می دهیم

خال کوبی می کنیم ابروی خود
تازه آن هم تا به تا پز می دهیم

می خریم از بوفه ی دانشکده
کیک با کوکا کولا پز می دهیم

کاش این پزها کمی معقول بود
گاه خیلی نابجا پز می دهیم

خان عمومان برج دارد در ونک
ما ته یک روستا پز می دهیم

عمه ی داماد ما هر وقت که
می رود اسپانیا پز می دهیم

خاله رعنا رفته ویلای شمال
بعد ما در این هوا، پز می دهیم

سوپر استار است دختر عمه مان
او خودش نه بلکه ما پز می دهیم

در اتاق سی سی یو، زیر سرم
یا که در حال کما پز می دهیم

در خیابان، با لباس و کیف و کفش
با مگان و زانتیا پز می دهیم

این درست، اما نمی دانم به چی
توی استخر و سونا پز می دهیم

توی مهمانی که غوغا می کنیم
چون که با هم همصدا پز می دهیم

دائماً با امتیاز این و آن
مد شده این روزها پز می دهیم

با تشکر از: وبلاگ عمو مصطفی

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 21
rss نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1 فروردین 1391 و در ساعت : 01:13 - نويسنده : تابستانه
 زشت است

زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم
کبریت های بی خطر از چین بیاوریم  


آورده ایم هرچه شما فکر می کنید
چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم  


هرچند توی کشور ایران زیاد هست  

ما می رویم گورخر از چین بیاوریم  


آورده ایم ما نمک از ساحل غنا  

پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم  


هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند  

زنبورهای کارگر از چین بیاوریم  


حالا که خشگلان همه رقاص گشته اند  

صد واجب است شاه فنر از چین بیاوریم  


خشکیده است پس بدهینش به روسیه  

دریای خشگل خزر از چین بیاوریم  


تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع  

باید که دختر و پسر از چین بیاوریم  


حالا که نیست کار بزان پای کوفتن  

ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم  


یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند  

باید گدا و دربه در از چین بیاوریم  


گویند سرّ عشق نگویید و نشنوید  

ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم  


سعید بیابانکی  

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 17
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 15 اسفند 1390 و در ساعت : 12:53 - نويسنده : تابستانه
 حسني به روايت امروزي

حسني نگو جوون بگو
علاف و چش چرون بگو
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه 


نه سيما جون ،نه رعنا جون
نه نازي و پريسا جون
هيچ کس باهاش رفيق نبود
تنها توي کافي شاپ
نگاه مي کرد به بشقاب !
باباش مي گفت : حسني مي ري به سر بازي ؟
نه نمي رم نه نمي رم
به دخترا دل مي بازي ؟!
نه نمي دم نه نمي دم 


گل پري جون با زانتيا
ويبره مي رفت تو کوچه ها
گليه چرا ويبره ميري ؟
دارم ميرم به سلموني
که شب برم به مهموني
گلي خانوم نازنين با زانتياي نقطه چين
يه کمي به من سواري مي دي ؟!
نه که نمي دم
چرا نمي دي ؟
واسه اينکه من قشنگم ، درس خونم وزرنگم
اما تو چي ؟
نه کا رداري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه 


 در واشد و پريچه
با ناز اومد توو کوچه
پري کوچولو ، تپل مپولو ، مياي با من بريم بيرون ؟
مامان پري ،از اون بالا
نگاه مي کرد توو کوچه را
داد زد وگفت : اوي ! بي حيا
برو خونه تون تورا بخدا
دختر ريزه ميزه
حسابي فرز وتيزه
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه 


نازي اومد از استخر 

تو پوپکي يا نازي ؟
من نازي جوانم
مياي بريم کافي شاپ؟
نه جانم
چرا نمي اي ؟
واسه اينکه من صبح تا غروب ،پايين ،بالا ،شمال ،جنوب ،دنبال يک شوهر خوب
اما تو چي ؟
نه کار داري ؟ نه مال داري ؟ فقط هزار خيال داري
موي ژلي ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ،واه واه واه 


حسني يهو مثه جت
رسيد به يک کافي نت
آن شد ورفت تو چت رووم
چتيد با صدتا خانووم! 

هيشکي نگفت کي هستي ؟
چي کاره اي چي هستي ؟
تو دنياي مجازي
علافي کرد وبازي
خوشحال وشادمونه
رفت ورسيد به خونه 


باباش که گفت: حسني برات زن بگيرم ؟
اره مي خوام اره ميخوام
حسني اومد موهاشو
يه خورده ابروهاشو
درست وراست وريس کرد
رفت و توو کوچه فيس کرد
يه زن گرفت وشاد شد
زي زي شد و دوماد شد


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 12
rss نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مهر 1390 و در ساعت : 06:06 - نويسنده : تابستانه
 خر مش رجب و اوضاع کنونی ایران

شنیدم که دزدی زبل نیمه شب
ربود از طویله خر مش رجب 


رجب تا که شستش خبر دار شد
جهان پیش چشمش شب تار شد 


درون طویله دو زانو نشست
زمین و زمان را دم فحش بست 


یکی گفت تقصیر از آن توست
که قفل طویله نبستی درست 


یکی گفت گیرید معمار را
بنا کرده کوتاه دیوار را 


یکی گفت تقصیر از شحنه هاست
که هر روز بر پا چنین صحنه هاست
 

یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر
چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر 


و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک
مسلم که آن دزد می زد به چاک 


شنیدم که با غیض مشدی رجب
در آن بین می گفت : یاللعجب 


که هر کس به نوعی ست در اشتباه
فقط دزد در این میان بی گناه 


قلم دست هالو چو در کار شد
بدانید تاریخ تکرار شد 

*************
شنیدم که در حومه ی اصفهان
به شهری که نام خمینی بر آن 


به دست گروهی از اشرار پست
حریم خصوصی مردم شکست 


نه در شب، که در روز جمعی پلید
به دستان خود فاجعه آفرید 


نه از چوب قانون هراسی به دل
نه از آدم و آدمیت خجل 


شنیدم که فرمود شیخ الانام
نبودند زن ها علیه السلام 


و آن دیگری گفت: از مرد و زن
همه مست بودند در انجمن 


یکی گفت: آن جا به جای نماز
همه بوده مشغول آواز و ساز 


یکی گفت : الحق که مردانشان
ز غیرت نبردند هرگز نشان 


یکی از بزرگان صنف پلیس
چنین گفت با لحن رک و سلیس 


که تحقیق کردیم بسیار زود
«حجاب زنان» مشکل کار بود 


خلاصه همه بوده تقصیر کار
به جز آن تجاوز گر نابکار 


کجایی ببینی عمو مش رجب
که ما خوش بتازیم ، دنده عقب 


اگر در دهات تو خر می برند
در این خطه ناموس را می درند 


جلو روی شوهر ، برادر، پدر
تجاوز نمایند بی دردسر 


چرا این همه ظلم و هتک زنان
در املاک آقا امام زمان

محمدرضا عالی پیام


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 53
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 شهریور 1390 و در ساعت : 03:08 - نويسنده : تابستانه
 شعر ایرانی از دیروز تا فردا
حافظ:
 
تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت. جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانــه بسوخت

 
فروغ فرخزاد:
 
ای شب از رویای تو رنگین شده. سینه از عطر توام سنگین شده


سهراب سپهری:
دوست را زیر باران باید برد. عشق را زیر باران باید جست


ترانه امروزی:
 دوست دختر من نازه، قلبش پر احساسه، عاشقش شدم تازه

 
بچه ژیگولای امروزی:
دوستت دارم کثافت! لعنت به اون قیافت


خدا از این به بعد رو به خیر کنه


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 5
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 و در ساعت : 05:59 - نويسنده : تابستانه
 شعر دیروز - شعر امروز
امروز...
  آنکس که بداند و بداند که بداند
 اسب شرف از گنبد گردون بستاند

 آنکس که بداند و نداند که بداند
بيدار کنيدش که بسي خفته نماند

آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خويش به منزل برساند

آنکس که نداند و نداند که نداند
 در جهل مرکب ابدالدهر بماند
از ابن یمین

اما چنين است امروز....
آنکس که بداند و بداند که بداند
 بايد برود غازبه بصحرا بچراند

 آنکس که بداند و نداند که بداند
بهتر برود خويش به گوري بتپاند

آنکس که نداند و بداند که نداند
با پارتي و پول خر خويش براند

آنکس که نداند و نداند که نداند
 برپست رياست ابدالدهر بماند

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 15
rss نوشته شده در تاريخ شنبه 29 مرداد 1390 و در ساعت : 07:26 - نويسنده : تابستانه
 یارانه و سهراب -
آب را گِل نکنیم
برق را ول نکنیم
گاز را شُل نکنیم


در فرودست انگار کنتوری گشته خراب
قبض هایی، با رقم های نجومی در راه است
یوسف طاقت من در چاه است


آب را گِل نکنیم
برق را ول نکنیم
گاز را شُل نکنیم

دست درویشی ،شاید ماند لای درِ ناداری
یا که شخصیت پرمایه ای از مردم شهر
زانتیایش را ،با آب شیلنگ ،برق می اندازد


خانواری خواهم ساخت
فرمی پر خواهم کرد
پول یارانه خود را نقد خواهم دریافت!!


و خیالاتی خواهم بافت
لب دریا خواهم رفت
توی ویلا خواهم رفت

دور دنیا خواهم گشت
مرغ و ماهی خواهم خورد

قند و چایی خواهم خورد
پودر ارزان خواهم یافت

مهرورزی خواهم کرد
رگ اندیشه من چند صباحی است ، به شدت متبلور شده است


آب را گِل نکنیم
برق را ول نکنیم
گاز را شُل نکنیم


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 2
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 19 مرداد 1390 و در ساعت : 08:27 - نويسنده : تابستانه
 طنز عید نوروز : کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی؟

عجب رسمیه رسم زمونه
خونه مون عیدا پر مهمونه
 
می رن مهمونا از اونا فقط
آشغالِ میوه به جا می مونه !
 

کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟
کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز
گوشه ی طاقچه پیش گلدونه

عطرش پیچیده تا آشپزخونه
شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه!


می رن مهمونا از اونا فقط
جعبه ی خالی به جا می مونه !
 
از بس خونه رو به هم می ریزن
آدم مثل خر تو گِل می مونه
 

یکی نیست بگه خداوکیلی
جای پوست پسته توی قندونه ؟!
 
قند نصفه ی عموجون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
 

حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند نصف دندونه !
 
می رن مهمونا از اونا فقط
نصفه ی دندون به جا می مونه !!

پسته ی خندون ، بادوم شیرین
فندق در باز ، مال مهمونه
 
« پرسید زیر لب یکی با حسرت » :
که از این آجیل، به غیر از تخمه،
واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 13
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 فروردین 1390 و در ساعت : 01:30 - نويسنده : تابستانه
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، ... ... و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
ارسال لينك
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 20
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 1
» بازديد ماه : 61
» بازديد سال : 994
» کل بازديدها : 107361
» مجموع اعضا :
» تعداد مطالب : 542
» تعداد نظرات :
صفحات اضافي
» TEST
طراحي و اجرا : بخش طراحي قالب ثامن بلاگ ( www.farbod-vahedian.info )