X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - داستـانِ یـک دکـتـر ...
tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - داستـانِ یـک دکـتـر ...
مد شده کلاس های تخصصی برای زوج های جوانطنز سادیسم آزادی بیان داستان کوتاه آرامش Shakespeare Said شکسپیر گفت انشا درباره ازدواج طنز طنز تلخ فقر 13نکته برای شیک پوشی در نوروز طنز نوروزی برای افراد باحال طنز نوروزی جمله ای زیبا از امام علی ع چه خوری ؟؟؟؟ دانلود آلبوم فرزاد فرزین به نام شلیک فرزند دلبندم دوستت دارم پادشاه گوزیدن سفيدا ياسياها مطالب پند آموز حکایات جالب و آموزنده این است مردانگی.... كي مي دونه چرا؟ انواع دروغ عجب صبری خدا دارد راه حل فرايند پيري WIFE FROM HELL زن جنجالی زشت است سعید بیابانکی اینترت ملی ایران عحایب هفت گانه مناجاتي زيبا از استاد مصطفي ملكيان تنبل خونه شاه عباسی نقش زن در موفقیت و پیشرفت شوهر داستانی دیگر از چوپان دروغگو ماجرا در خط هوایی TAM طنز سیاه غذای سگ متن شعر آهنگ جدید یاس از چی بگم رقابت فواید گاو بودن بدرود ننه علی دانلود و متن آهنگ بغض نکن رضا صادقی دانلود و متن آهنگ حــس خــوب رضــا صـادقـی دانلود آهنگ رضا صادقی آهنگ پایان دوم اين جهان مهمانسرا ما ميهمان دانلود آلبوم ها و آهنگ هاي علي عبدالمالكي دانلود تمامي آلبوم ها و آهنگ هاي اجرا شده توسط رضا صادقي خط فقر حاج محمود کریمیولادت امام رضا 89 دانلود امام رضا متن چهار چرخ خاوری را رها کنید اختلاس متهم ایران آمریکا دختر پسر نقشه دانلود فیلم عکس خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس چهار چرخ خاوری را رها کنید اختلاس متهم ایران آمریکا دختر پسر نقشه دانلود فیلم عکس خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری خاوری اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس اختلاس برای منبسط شدن خاطر تهران ایران آمریکا دختر پسر دانلود فیلم عکس ترانه قلقلک اسهال جوک جک گناه اعصاب بلند بلند بخوانید تجدید فراش زن مرد قانون نقشه تهران ایران آمریکا دختر پسر فیلم عکس دانلود آهنگ متن رضا صادقی علیزاده متن انواع مختلف فساد در ایران بابا کرم ... از کجا آمد داستان حجاب خلنم بابا کرم عاشق ناز فولکلور رقص دختر آمریکا مهندس دانلود فیلم ترانه متن جوک طتز به سلامتی ... کامپیوتر دختر پسر آمریکا ایران تهران نقشه دانلود متن نرم افزار رضا صادقی ترانه آهنگ زبان عکس فیلم آخرین نسخه غلط نامه فارسی به انگلیسی برای یادگیری زبان قسمت دوم چرا نباید به رستوران ۵ ستاره بروید ؟ رستوران شکر قند میوه عسل ایران تهران دختر نقشه آمریکا ترانه متن آهنگ دانلود کهریزک رضا صادقی علیزاده اصفهانی ساسی مانکن تابستان مترو نقشه پسر دختر عکس فیلم 3gp داستان اختلاس 3000 ميليارد توماني به زبان ساده انقراض نسل امام پیامبر خدا قرآن ملا جوک گربه مسلمان حلال آمریکا دختر ایران فوتبال ماهواره دانشگاه متن ترانه دانلود رضا صادقی علیزاده یگانه اصفهانی کهریزک ایرانیان اولین مردمان جهان ... جملات خواندنی طنز بانک پول اعتماد زمان ایران دنیا مردم زندگی زیپ تلفن اختراع دختر ایران عکس آمریکا کهریزک شعر ترانه آهنگ متن دانلود تهران نقشه تفکر سگ و گربه ای سگ گربه ایران آمریکا دختر زن فیلم عکس رضا صادقی متن دانلود ترانه آهنگ جوک داستان رمان با سه هزار میلیارد تومان چه کارها که نمیشه کرد ... جملات جالب طنز ساعت خدا تابستان زمستان زنگ سبیل مو حمام دختر آمریکا عشق کتاب سانا حیوان عکس فیلم موبایل چرا «صداقت» در رفتار جامعه و حاکمان کمرنگ شده است؟ جامعه حاکم مردم مسئول متن رضا صادقی علیزاده رفتار شکست دختر آمریکا فیلم عکس ویزا آژانس بلیط وبلاگ مهاجرت ایران تهران کهریزک بیوگرافی خوش به حالشکاشکی×××××حیفطفلکی حیوونکی روستا اسب الاغ کارمند ینز سرهنگ رقص دختر آمریکا مهندس دانلود فیلم ترانه متن جوک طتز
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
به نظر من نتیجه مذاکرات ایران و 5+1 :




امکانات ديگر
 داستـانِ یـک دکـتـر ...

  این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند ! همه ی ما می خواهیم در زندگی به بالاترین چیزها دست یابیم. در هر کلاس می خواهیم شاگرد اول باشیم، گرانترین لباس های بازار را بخریم، کفشهایمان جزء کفش های تک باشد، بلندترین و گرانترین اتومبیل شهر را می خواهیم، می خواهیم با زیباترین و خوشگلترین دختر شهر ازدواج کنیم، دوست داریم بچه هایمان از زیباترین و بهترین بچه های مدرسه خود باشند. می خواهیم بهترین پست ها را داشته باشیم، دلمان می خواهد اگر کاری را شروع کردیم، یک شبه به اوج برسیم و همه ما را به عنوان الگوی "موفقیت" بشناسند.


   اما دکترِ داستانِ ما روحیه اش با این قیاس ها سازگار نبود و در این راستا در کل انسانِ کاملاً "متفاوتی" بود. او می خواست یک زندگی "معمولی" داشته باشد و جالب اینکه در هیچ امتحانی قصد نداشت رتبه ی اول را کسب کند.

   هنگامی که همکلاسی هایش تمام شب مشغول حفظ کتاب و جزوه بودند، یا در حال جا کردن خود در دل اساتید برای گرفتن نمره ای بالاتر، او تنها 2 یا 3 ساعت مطالعه می کرد و سپس بدون هیچ استرسی به خواب عمیقی فرو می رفت و عقیده داشت که نمی تواند برای چند نمره اضافی خواب خود را "فدا" کند.
   همکلاسی هایش "ساده زیستی و معمولی" بودن او را مورد تمسخر می گرفتند و او را "احمق" می نامیدند، اما دکتر راضی و خوشحال بود. با نمره ای متوسط MBBS (پزشکی عمومی در کشورهای هند و پاکستان) خود را گرفت.
   تمام همکلاسی هایش بعد از اخذ مدرک پزشکی عمومی، تلاش خود را چند برابر کردند تا بتوانند تخصص خود را بگیرند و جزء بهترین های جامعه باشند ولی دکتر تصمیم گرفت درس خواندن را متوقف کند و در یک بیمارستان کوچک به عنوان دکتر شیفت شروع به کار کرد. دوستان او بعد از کار در شیفت صبح به کلینیک های خصوصی می رفتند و ناهار خود را با عجله به اتمام می رساندند تا مریض های بیشتری را ویزیت نمایند و شبها نیز مشغول خواندن جزوه های تخصصی خود بودند.
   اما دکتر بعد از برگشت از بیمارستان با آرامش کامل ناهار می خورد، کمی استراحت می کرد و عصر هنگام به پیاده روی می رفت، تلویزیون نگاه می کرد، کتاب می خواند، موسیقی گوش می کرد، به دیدن دوستان و آشنایان خود می رفت، و اگر مریضی به در خانه او مراجعه می کرد بدون هیچ شکایتی به صورت رایگان او را معالجه می کرد. او به فکر افزایش درآمد خود نبود و با همان حقوق اندک تلاش می کرد از زندگی لذت ببرد. خانه ی کوچکی کرایه کرد، کولر گازی هم وصل نکرد. یخچال کوچکی برای آشپزخانه ی کوچکش خرید و با موتور به سرکار رفت. در این هنگام پدر و مادرش از او خواستند ازدواج کند.
   دکتر در این باره نیز "معمولی" رفتار کرد. هنگامی که تمامی دوستانش به دنبال زیباترین، پولدارترین و خانواده دارترین دختران می گشتند، دکتر با دختری معمولی از خانواده ای ساده و متوسط ازدواج نمود. با هم به خانه ی کوچک خود رفتند و با شادی به زندگی ادامه دادند. بعد از چند سالی بچه ها هم وارد زندگی دکتر شدند. بچه هایی بسیار عادی.
   دکتر به جای ثبت نام بچه های خود در گرانترین مدارس خصوصی، آن ها را در مدرسه ی دولتی محله خود ثبت نام کرد. دکتر هیچگاه از آنها نمی خواست که شاگرد اول مدرسه شوند و به آنها فهماند که درس خود را در حد نیاز فرا گیرند و قبول شوند. بچه ها هم با نمرهای متوسط کلاس ها را قبول می شدند و از شیوه زندگی خود لذت می بردند. از مدرسه برمی گشتند، در کنار پدر و مادر خود ناهار می خوردند، کمی استراحت می کردند، سپس درس می خواندند، عصر هم بازی می کردند و شب قبل از خواب به همراه پدر خود به پیاده روی می رفتند.
  

    اما زندگی دکتر اینگونه به پایان نرسید. پیچ کوچکی در جاده ی زندگی دکتر به وجود آمد. تصمیم گرفت از کشورش خارج شود و به کشور دیگری مهاجرت کند. دوستان دکتر هم در تلاش بودند تا مهاجرت کنند و در کشورهای جهان اول به بهترین ها برسند. لذا روزها را در صفهای بلند سفارتخانه های آمریکا، بریتانیا و استرالیا می گذراندند و مدام به دنبال آشنایی بودند تا چند روز زودتر از بقیه به آرزوهایشان برسند. اما دکتر کشوری بسیار "معمولی" را انتخاب نمود که هیچگونه صفی در سفارتخانه های آن وجود نداشت. او به کشور مالدیو رفت و در بیمارستانی مشغول به کار شد.

   خانه ی ساده ای کرایه کرد و همسر و بچه هایش را به آنجا برد. دوچرخه ای برای خود و بچه هایش خرید و بعد از اتمار کار به همراه خانواده از مناظر زیبای مالدیو لذت می بردند. آخر هفته ها به مسافرت می رفتند و دوستان فراوانی پیدا کردند. تا اینکه دکتر روزی اطلاعیه ای در روزنامه دید که در آن سازمان بهداشت جهانی (WHO) از چند دکتر عمومی، بدون مدرک تخصص و با تجربه چند ساله خواسته بود تا به یکی از روستاهای دور افتاده در استرالیا رفته و در بیمارستانی مشغول به کار شوند. دکتر برای این شغل اقدام نمود و به استرالیا مهاجرت کرد.
    دولت خانه ای در روستا به او داد و او در بیمارستان مشغول به کار شد. بعد از چند سال به خاطر حسن برخورد و حس نوع دوستی و پشتکارش به ریاست بیمارستان رسید. دولت 2000 متر زمین زراعی به او اختصاص داد و دکتر نیز به کمک فرزندان معمولی خود آنجا را به مزرعه ای آباد تبدیل نمود. در حال حاضر او در خانه ای با 5000 متر مربع مساحت زندگی می کند و جگوار خود را در کنار پورشه ی همسرش در پارکینگ اختصاصیشان نگه می دارد و "بچه ها و همسر معمولی" او در کنارش هستند ...

    می خواهم بگویم علاوه بر بهترین شدن، اولین رتبه را کسب کردن، شاگرد اول شدن، پولدارترین شدن، راه دیگر و صد البته بهتری هم در زندگی وجود دارد و آن چیزی نیست جز راه "اعتدال" و "معمولی".  این همان راهی است که تمام شادی در آن وجود دارد.
     اما ما راه بهترین ها را انتخاب می کنیم و در این راه آنقدر با شتاب پیش می رویم که شادیهای زندگی را یکی پس از دیگری جا می گذاریم و ناباورانه در آخر راه تنها می مانیم، بدون اینکه اجازه دهیم حتی شادی و لذت با ما همکلام شود.
- کاش ما هم شاد بودن و لذت بردن از زندگی را بر موفقیت و بهترین شدن ترجیح دهیم.
- کاش ما هم "معمولی" باشیم !
درست مانندِ آن لحظه که خالق هستی، بدون هیچ تبعیضی؛ من و تو را از یک عنصرِ یکدست و "معمولی" خلق کرد ...

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 15
rss نوشته شده در تاريخ یکشنبه 20 فروردین 1391 و در ساعت : 01:13 - نويسنده : تابستانه
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، ... ... و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
ارسال لينك
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 15
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 1
» بازديد ماه : 63
» بازديد سال : 866
» کل بازديدها : 107233
» مجموع اعضا :
» تعداد مطالب : 542
» تعداد نظرات :
صفحات اضافي
» TEST
طراحي و اجرا : بخش طراحي قالب ثامن بلاگ ( www.farbod-vahedian.info )