|
عضويت سريع
ورود
معرفي وبلاگ به دوستان
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
امکانات ديگر
|
پنج آدمخوار و مدیریت
پنج آدمخوار به عنوان برنامه نويس در يک شرکت خدمات کامپيوتري استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگويي رئيس شرکت گفت: "شما همه جزو تيم ما هستيد. شما اينجا حقوق خوبي مي گيريد و مي توانيد به غذاخوري شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتيد بخوريد. بنابراين فکر خوردن کارکنان ديگر را از سر خود بيرون کنيد." آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاري نداشته باشند. چهار هفته بعد رئيس شرکت به آنها سر زد و گفت: "مي دانم که شما خيلي سخت کار مي کنيد. من از همه شما راضي هستم. امّا يکي از نظافت چي هاي ما ناپديد شده است. کسي از شما مي داند که چه اتفاقي براي او افتاده است؟” آدمخوارها اظهار بي اطلاعي کردند. بعد از اينکه رئيس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقيه پرسيد: "کدوم يک از شما نادونا اون نظافت چي رو خورده؟" يکي از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: "اي احمق! طي اين چهار هفته ما مديران، مسئولان و مديران پروژه ها را خورديم وهيچ کس چيزي نفهميد و حالا تو اون آقا را خوردي و رئيس متوجه شد
|
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
» مداد
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5854
» افراد آنلاين : 1 » بازديد ديروز : 78 » بازديد ماه : 5932 » بازديد سال : 5853 » کل بازديدها : 121892 » مجموع اعضا : » تعداد مطالب : 542 » تعداد نظرات : صفحات اضافي
» TEST
|