|
عضويت سريع
ورود
معرفي وبلاگ به دوستان
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
امکانات ديگر
|
جانور شناسی
من دانشجوی رشته جانور شناسی هستم (من نه، اونی که این خاطره رو نوشته) و این یک خاطره از یکی از کلاس هایمان: تو کلاسمون دختری بود که خیلی شر بود و توی کلاس ها اینقدر تیکه می انداخت که همه ما از خنده ریسه می رفتیم… یکی از کلاس هامون با استادی بود که خیلی سختگیر و اخمو بود و حتی همون دختر هم جرات تیکه انداختن نداشت. همون استاد یک بار قفسی سر کلاس آورده بود و اون دختر یک کنفرانس ۵ دقیقه ای ارائه داد و استاد به اون دختر گفت به من بگو این چه حیوونیه؟ قفس با پارچه ای پوشانده شده بود و فقط پاهای حیوون دیده می شد. این دوست ما جواب داد من نمی تونم بگم چه حیوونیه باید جاهای دیگه ای از بدنشو ببینم. استاد اخم کرد و گفت: نخیر از همین پاهاش باید بفهمی چه حیوونیه دانشجو گفت: نمی دونم …و رفت نشست استاد پرسید ببخشید خانم اسم شما چیه؟ اون هم بلند شد و پاچه های شلوارشو کشید بالا و گفت خودتون ببینید اسمم چیه
|
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
» مداد
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5854
» افراد آنلاين : 1 » بازديد ديروز : 78 » بازديد ماه : 5932 » بازديد سال : 5853 » کل بازديدها : 121892 » مجموع اعضا : » تعداد مطالب : 542 » تعداد نظرات : صفحات اضافي
» TEST
|