tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - برچسب ها برچسب ها برچسب ها برچسب ها ایران
برچسب ها برچسب ها برچسب ها برچسب ها ایران، ، xxx، نصب، ماهواره، تلویزیون، سینما، پناهی، طنز، لطیفه، جوک، SMS، ارضی، حدادیان، غنی، پاشایی، مرتضوی، پارچین، بمب، اتم، روزنامه، اخبا، خبر، یارانه، سایت، وبلاگ، نوزاد، بچه، کودک، طفل، گی، پسر، جنده، بیوه، دختر، زن، کارمند، آگهی، ارگ، زیرزمینی، بانک، بیمه، خاوری، اختلاس، دی جی، دعا، رمضان، رییس جمهور، انتخابات، یاس، کاریکاتور، تلویزیون، ال جی، سامسونگ، سونی اریکسون، نوکیا، سیمبین، سیمبیان، سابا، سانا، احمدی نژاد، voa، bbc، نجفی، نقی، مهدی، حسین، علی، محمد، بازی، برنامه، موبایل، خمینی، خامنه ای، افتخاری، عکس، سراج، آموزش، زبان، عسکری، مداحی، محمود کریمی، بنیامین، بنان، بهنام صفوی، حکایت، داستان، طنز، شعر، فتوشاپ، تیتراژ، علیزاده، شایسته، ضرب المثل، شریعتی، ستار، شادمهر، معین، قمیشی، س ک س، سکس، جدید، عبدالمالکی، یگانه، صادقی، رضا، دانلود، آهنگ، ترانه، موزیک، متن، شینگن، آمریکا، نقشه، تهران، ایران، xxx، نصب، ماهواره، تلویزیون، سینما، پناهی، طنز، لطیفه، جوک، SMS، ارضی، حدادیان، غنی، پاشایی، مرتضوی، پارچین، بمب، اتم، روزنامه، اخبا، خبر، یارانه، سایت، وبلاگ، نوزاد، بچه، کودک، طفل، گی، پسر، جنده، بیوه، دختر، زن، کارمند، آگهی، ارگ، زیرزمینی، بانک، بیمه، خاوری، اختلاس، دی جی، دعا، رمضان، رییس جمهور، انتخابات، یاس، کاریکاتور، تلویزیون، ال جی، سامسونگ، سونی اریکسون، نوکیا، سیمبین، سیمبیان، سابا، سانا، احمدی نژاد، voa، bbc، نجفی، نقی، مهدی، حسین، علی، محمد، بازی، برنامه، موبایل، خمینی، خامنه ای، افتخاری، عکس، سراج، آموزش، زبان، عسکری، مداحی، محمود کریمی، بنیامین، بنان، بهنام صفوی، حکایت، داستان، طنز، شعر، فتوشاپ، تیتراژ، علیزاده، شایسته، ضرب المثل، شریعتی، ستار، شادمهر، معین، قمیشی، س ک س، سکس، جدید، عبدالمالکی، یگانه، صادقی، رضا، دانلود، آهنگ، ترانه، موزیک، متن، شینگن، آمریکا، نقشه، تهران، xxx، نصب، ماهواره، تلویزیون، سینما، پناهی، طنز، لطیفه، جوک، SMS، ارضی، حدادیان، غنی، پاشایی، مرتضوی، پارچین، بمب، اتم، روزنامه، اخبا، خبر، یارانه، سایت، وبلاگ، نوزاد، بچه، کودک، طفل، گی، پسر، جنده، بیوه، دختر، زن، کارمند، آگهی، ارگ، زیرزمینی، بانک، بیمه، خاوری، اختلاس، دی جی، دعا، رمضان، رییس جمهور، انتخابات، یاس، کاریکاتور، تلویزیون، ال جی، سامسونگ، سونی اریکسون، نوکیا، سیمبین، سیمبیان، سابا، سانا، احمدی نژاد، voa، bbc، نجفی، نقی، مهدی، حسین، علی، محمد، بازی، برنامه، موبایل، خمینی، خامنه ای، افتخاری، عکس، سراج، آموزش، زبان، عسکری، مداحی، محمود کریمی، بنیامین، بنان، بهنام صفوی، حکایت، داستان، طنز، شعر، فتوشاپ، تیتراژ، علیزاده، شایسته، ضرب المثل، شریعتی، ستار، شادمهر، معین، قمیشی، س ک س، سکس، جدید، عبدالمالکی، یگانه، صادقی، رضا، دانلود، آهنگ، ترانه، موزیک، متن، شینگن، آمریکا، نقشه، تهران، ایران، xxx، نصب، ماهواره، تلویزیون، سینما، پناهی، طنز، لطیفه، جوک، SMS، ارضی، حدادیان، غنی، پاشایی، مرتضوی، پارچین، بمب، اتم، روزنامه، اخبا، خبر، یارانه، سایت، وبلاگ، نوزاد، بچه، کودک، طفل، گی، پسر، جنده، بیوه، دختر، زن، کارمند، آگهی، ارگ، زیرزمینی، بانک، بیمه، خاوری، اختلاس، دی جی، دعا، رمضان، رییس جمهور، انتخابات، یاس، کاریکاتور، تلویزیون، ال جی، سامسونگ، سونی اریکسون، نوکیا، سیمبین، سیمبیان، سابا، سانا، احمدی نژاد، voa، bbc، نجفی، نقی، مهدی، حسین، علی، محمد، بازی، برنامه، موبایل، خمینی، خامنه ای، افتخاری، عکس، سراج، آموزش، زبان، عسکری، مداحی، محمود کریمی، بنیامین، بنان، بهنام صفوی، حکایت، داستان، طنز، شعر، فتوشاپ، تیتراژ، علیزاده، شایسته، ضرب المثل، شریعتی، ستار، شادمهر، معین، قمیشی، س ک س، سکس، جدید، عبدالمالکی، یگانه، صادقی، رضا، دانلود، آهنگ، ترانه، موزیک، متن، شینگن، آمریکا، نقشه، تهران
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
به نظر من نتیجه مذاکرات ایران و 5+1 :




امکانات ديگر
 متن تمامی آهنگ های محسن یگانه - آلبوم حباب

 متن تمامی آهنگ های محسن یگانه

________________________________

 

. باور کنم

نه خودش موند نه خاطره هاش
تنها چیزی که مونده جای خالیشه
قصه ی دنباله دار رفتنش هنوز شبا
مثل یه ستاره از ذهنم رد میشه
دل خوشی هامو زیر پاش گذاشت و گذشت
حالا فقط منم،منه بی انگیزه
کسی که دنیای من بوده یه روز
نبودنش داره دنیامو بهم میریزه
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دله سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت
نه خودش موند نه خاطره هاش
دلخوشی هامو زیر پاش گذاشت و گذشت
هنوز هاج و واجم که چجوری شد
هر کاری کردم که از پیشم نره
نمیدونستم که از این فاصله ها
از این جدایی داره لذت میبره
اون که میگفت مثله منه از جنس منه
نمیدونستم دلش اینقدر از سنگه
چقدر به خودم دروغی میگفتم
الان هر جا باشه واسه ی من دلتنگه
باور کنم یا نکنم قلبمو جا گذاشت و رفت
طفلکی دله سادمو تو غم تنها گذاشت و رفت

____________________________________________

نمیشه

نه امشب که هرشب که حالم خرابه
یه جزیرم که دارم یه دریا سرابه
من عادت نکردم به شبهای سردم
به اینکه نباشی نه عادت نکردم
قسم خورده بودم اگه از تو جداشم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه فردا همیشه
قسم خورده بودم اگه از تو جداشم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه
نمیشه
چقدر قصه گفتم که دریا بخوابه
چقدر گریه کردم نفهمم سرابه
نفهمم کجامو نفهمم کجایی
چقدر با تو بودم تو عین جدایی
قسم خورده بودم اگه از تو جداشم
دیگه حتی یه لحظه تو فکرت نباشم
ولی دیدم نمیشه نمیشه نمیشه
که فکرت نباشم نه دیروز و نه امروز و نه فردا همیشه
نمیشه
چقدر قصه گفتم که دریا بخوابه
چقدر گریه کردم نفهمم سرابه

____________________________________________

حتی

جای تو فکرو خیالت شبا میاد پیشم
با اینکه تو دوری از من بازم دلواپست میشم
آخه عمری که بی تو بگذره
چرا ثانیه هاشو بشمرم
من بدون تو از تموم لحظه هاش بیذارم
بدون من پر کشیدی آتیش کشیدی به بال من
یادمه وقتی رفتی دلت نسوخت به حال من
تو حتی سر برنگردونیدی ببینی
که روحم داره بی تو پرپر میشه
قبل تو دلم از این دنیا خون بود
بعد تو از اونم بدتر میشه
خدا میدونه تنها کسم بودیو
بعد تو چقدر دلم باید تنها بشه
دنیایی که توش کنارم نباشی
تو نباشی میخوام دنیا نباشه
تو حتی سربرنگردونیدی ببینی
که روحم داره بی تو پرپر میشه
قبل تو دلم از این دنیا خون بود
بعد تو از اونم بدتر میشه
بی تو درگیر تکرارم شبو روزام عین همه
زندگی بی تو تکراری میشه
گم میشم بین همه
گرمای دست تو دیگه پیشم نمیمونه
بی تو سرد و غم انگیزم همه ی فصلام زمستونه
بدون من پر کشیدی آتیش کشیدی به بال من
یادمه وقتی رفتی دلت نسوخت به حال من
تو حتی سر برنگردونیدی ببینی
که روحم داره بی تو پرپر میشه
قبل تو دلم از این دنیا خون بود
بعد تو از اونم بدتر میشه
خدا میدونه تنها کسم بودیو
بعد تو چقدر دلم باید تنها بشه
دنیایی که توش کنارم نباشی
تو نباشی میخوام دنیا نباشه

 

____________________________________________

یادته

صد بار دلم میخواست برم این بارم یکیش
ولی این دفعه جدی جدی میرم بدون حرف پیش
پیش تو بودن یا نبودن مگه فرقی هم داره
تازه وقتی رفتم میفهمی دنیات یه چیزی کم داره
یادته همش بهم میگفتی که فراموش کردن خیلی آسونه
حالا بشینو تماشا کن از تو دیگه هیچی تو خاطرم نمیمونه
هر چی از تو بود تمومه دیگه شونه هات جای من نیست
توی مسیر سرنوشتت از این به بعد رد پای من نیست
یادته همش بهم میگفتی که فراموش کردن خیلی آسونه
حالا بشینو تماشا کن از تو دیگه هیچی به خاطر نمیمونه
خوب منو به خاطرت بسپار این منی که رو به روته
تماشا کن رفتن کسیو که بعد از این دیدنش آرزوته
تو خودتو به خواب زدیو نمیتونم از این خواب زمستونی بیدارت کنم
تو برگترین اشتباه زندگیم بودی که دیگه نمیخوام تکرارت کنم
یادته همش بهم میگفتی که فراموش کردن خیلی آسونه
حالا بشینو تماشا کن از تو دیگه هیچی به خاطرم نمیمونه
هر چی از تو بود تمومه دیگه شونه هات جای من نیست
توی مسیر سرنوشتت از این به بعد دیگه رد پای من نیست

 

____________________________________________

 

دوستت دارم

من توی زندگیتم ولی نقشی ندارم اصلا
تو نشنیده گرفتی هر چی که شنیدی از من
بودو نبودم انگار دیگه فرقی برات نداره
این همه بیخالی داره حرصمو در میاره
تکلیف عشقمون رو بهم بگو که بدونم
باشم نباشم بمونم یا نمونم
میترسم که بفهمم هیچ عشقی بهم نداری
یا اینکه کنج قلبت هیچ جایی واسم نذاری
آخه دوستت دارم منه بیچاره مگه دلم تو دنیا جز تو کسیو داره
کجای زندگیتم یه رهگذر تو خوابت
یه موجود اضافی توی اکثر خاطراتت
میبینی دارم میمیرمو هیچ کاری باهام نداری
تو با غرور بیجات داری حرصمو در میاری حرصمو در میاری
من توی زندگیتم ولی
دوستت دارم منه بیچاره مگه دلم تو دنیا جز تو کسیو داره
کجای زندگیتم یه رهگذر تو خوابت
یه موجود اضافی توی اکثر خاطراتت
من توی زندگیتم ولی نقشی ندارم اصلا
تو نشنیده گرفتی هر چی که شنیدی از من
بودو نبودم انگار دیگه فرقی برات نداره
این همه بیخالی داره حرصمو در میاره
تکلیف عشقمون رو بهم بگو که بدونم
باشم نباشم بمونم یا نمونم
میترسم که بفهمم هیچ عشقی بهم نداری
یا اینکه کنج قلبت هیچ جایی واسم نذاری
آخه دوستت دارم منه بیچاره مگه دلم تو دنیا جز تو کسیو داره

____________________________________________

نرو

تو فقط میخوای بری
بری هر جایی شده
رد پاهات توی برف چه تماشایی شده
قدمای اولت یکم آهسته تره
تو دلم گفتم خدا یعنی میشه که نره
اینا تقصیر تو نیست
من یکم کهنه شدم
منه پیرو نخ نما منه بیزار از خودم
وسطای راهیو توی این هوای سرد
تو دلم گفتم چرا به عقب نگاه نکرد
نرو نرو که دلم همش میگره از من سراغ تو رو
بعد اون ندیدمت چقدر داد زدم
نه بگوشت نرسید هر چی فریاد زدم
مات و مبهوتم هنوز چه سر انجام بدی
تو یه دفتر سیاهو واسه من ورق زدی
نرو نرو که دلم همش میگره از من سراغ تو رو

 

___________________________________________

 حباب

به کجای آسمون خیره شدی که غرورت داره کورت میکنه
این که آیندتو میبینی همش از گذشتت داره دورت میکنه
این که یادت بره کی بودی قدیم ممکنه هر کسیو پس بزنه
یه حباب گنده میترسه همشنکنه کسی همیش بهش دست بزنه
دست بزنه دست بزنه
یادته آرزو میکردی یه روز تو خیابون آدما بشناسنت
چه دری به تخته خورده که الان عینک دودی زدی نشناسنت
اون کلاه لبه داره گنده رو میکشی روی سرت نشناسنت
نشناسنت نشناسنت نشناسنت نشناسنت
ترست از اینه بفهمن که همش یه نمایش واسه دیده شدنه
یه ستارست که بخاطره غرور تا فراموش میشه سوسو میزنه
بیا فکر کن که چرا چی شد الان تو رو هر جا که میری میشناسنو
از اضافه ی دلایی که شکست فرش قرمز زیر پات میندازنو
تو که این مسیر سختو اومدی که هنوزم خستگیش تو تنته
هر چی گفتم با تموم تلخیاش یه تلنگر واسه ی بودنته
یادته آرزو میکردی یه روز تو خیابون آدما بشناسنت
چه دری به تخته خورده که الان عینک دودی زدی نشناسنت
اون کلاه لبه داره گنده رو میکشی روی سرت نشناسنت

____________________________________________

نمیذارم خسته شی

غماتو بذار از کنارم برو سراسر غروبو غمو غربتم
تلاش تو بی فایدست قبل تو زمونه به زانو در آوردتم
تو محتاج یه لحظه آرامشی دیگه خسته گی هاتو حاشا نکن
میخوام عمر این لحظه هات کم نشه برو این غربوبو تماش نکن
نمیذارم از بودنم خسته شی بیا این تو این جاده پاشو برو
اگر ریشه هام پیرو کهنس ولی نمیذارم از هم بپاشه تو رو
نذار این زمونه شکستت بده نمیخوام که تسلیم تقدیر شی
منو مرگه من سرنوشت منه نمیخوام که پای دلم پیر شی
یه جور از کنارم برو تا بگن بگن یارت از سنگئه و دل نداشت
تشکر نکن بابت رفتنت برو این فداکاری قابل نداشت
نمیذارم از بودنم خسته شی بیا این تو این جاده پاشو برو
اگر ریشه هام پیرو کهنس ولی نمیذارم از هم بپاشه تو رو

 

____________________________________________

 

 کی جای من اومد

گذشتم از جلوی چشمام دارن رد میشن آهسته
تو رویام تو رو میبینم یه رویای پر از غصه
با چشمای پر از اشکم بهت راهو نشون دادم
خودم گفتم برو اما به پاهای تو افتادم
تو آسون رد شدی رفتی تو کوران غمو سختی
منم رفتمو پی کارم تو هم دنبال خوشبختی
گذشتم ا جلوی چشمام دارن رد میشن آهسته
تو رویام تو رو میبینم یه رویای پر از غصه
با چشمای پر از اشکم بهت راهو نشون دادم
خودم گفتم برو اما به پاهای تو افتادم
تو آسون رد شدی رفتی تو کوران غمو سختی
منم رفتم پی کارم تو هم دنبال خوشبختی
کی توی قلبت جای من اومد اسمو از تو خاطر تو برد
کی بوده اینقدر اینقدره راحت باعثش بود که خاطراتمو برد
چی شده حالا که از این دنیا زندگی رو بدون من میخوای
چجوری میشه چجوری میتونی میتونی با خودت کنار بیای
یه جوری ریشه هام خشکید که انگار کار پاییزه
خزونه رفتنت انگار داره برگاشو میریزه
یه جوری گریه میکردم که بارون بینشون گم بود
کاش این رویا از آغازش فقط خوابو توهم بود
کی توی قلبت جای من اومد اسمو از تو خاطر تو برد
کی بوده اینقدر اینقدره راحت باعثش بود که خاطراتمو برد
چی شده حالا که از این دنیا زندگی رو بدون من میخوای
چجوری میشه چجوری میتونی میتونی با خودت کنار بیای

 

____________________________________________

 بخند

هوس کردم بازم امشب زیر بارون توی خیابون
به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه
آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من
حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه
امشب چشای من مثله ابرای بهاره
نخند به حال من که حالم گریه داره
چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بذاره
آره بخند بخند که حالم خنده داره
این عشقه یک طرف من رو کشونده تو خیابونا
نمیخوام توی این خلوت کسی دورو برم باشه
نه پلکام روی هم میرن نه دست میکشم از گریه
نه میخوام بند بیاد نه بارون نه چتری رو سرم باشه
امشب چشای من مثله ابرای بهاره
نخند به حال من که حالم گریه داره
چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بذاره
آره بخند بخند که حالم خنده
نه پلکام روی هم میرن نه دست میکشم از گریه
نه میخوام بند بیاد نه بارون نه چتری رو سرم باشه
امشب چشای من مثله ابرای بهاره
نخند به حال من که حالم گریه داره
چرا گریم نمیتونه رو تو تاثیری بذاره
آره بخند بخند که حالم خنده

 

____________________________________________

تنهایی

همون لحظه همون لحظه همون موقع با اون احوال خیلی بد
درست وقتی که میرفتی دلم شوره تو رو میزد
همون وقت که تو رو داشتم یهو از دست میدادم
از اون شب به خودم هر شب چقدر لعنت فرستادم
چه کاری بود که من کردم تو رو سوزوندم از ریشه
این آتیش همون روزه که دامن گیر من میشه
رفتی که تنها بمونم با خودم هیزمه آتیش تنهایی شدم
باعث اون همه تنهایی منم عاقبت باید که تنها میشدم
رفتی که تنها بمونم با خودم هیزمه آتیش تنهایی شدم
باعث اون همه تنهایی منم عاقبت باید که تنها میشدم
توی این خونه ی متروک دلم جون میده و میمیره
شباشم بی ستارستو غروباشم نفس گیره
به تو بد کردمو الان ببین عاقبتم اینه
که تنهامو دله تنگم دیگه ساکت نمیشینه
به تو بد کردم اون روزا که عشقت رو نفهمیدم
که هر کاری باهات کردم دارم تاوانشو میدم
رفتی که تنها بمونم با خودم هیزمه آتیش تنهایی شدم
باعث اون همه تنهایی منم عاقبت باید که تنها میشدم

 

____________________________________________

تو که میدونی

تو که میدونی همه ی عمرو اونجا گذاشتمو رفتم
تو که میدونی بجز آغوش تو جایی نداشتمو رفتم
اگه رفتمو تو سراغمو نمیگیری هنوزم که هنوزه
اگه به جز خودم کسی نیست که دلش برای من بسوزه
نه نمیدونی آخه همه ی غمامو به تو نگفتم
نه نمیدونی آخه نخواستم از چشم تو بیافتم
نه نمیگفتم آخه تحمل غمه منو نداری
نه نمیگفتم آخه میترسیدم بری تنهام بذاری
بگو فهمیدی وقتی میرفتم نگرون خودم نبودم
غمه آیندت بدجور نشسته بود توی همه ی وجودم
اگه تصویری که ازم توی ذهنت بودو و خرابش کرد
به خاطر خودت دیگه ازم نخوا که پیشت برگردم
نه نمیدونی آخه همه ی غمامو به تو نگفتم
نه نمیدونی آخه نخواستم از چشم تو بیافتم
نه نمیگفتم آخه تحمل غمه منو نداری
نه نمیگفتم آخه میترسیدم بری تنهام بذار

 

____________________________________________

هوایی شدی

من برعکس همه پشت خنده هام غمه
تو برعکس منی شادی و غمگین میزنی
ولی تو فوقش آخرش میگی کلاه رفته سرش
باشه کلاه رفته سرم ولی تو رو از رو میبرم
خطو نشون کشیدم که خدایی نکرده دیدم
چشام دیگه تو رو نبینه آره دوری دوستی همینه
خاطرت هنوز عزیزه ولی از فکری که مریضه
بهتره دوری باشه نه که یه عشق زوری باشه
هوایی شدی خواستی که قلبمو دورش کنی
دل تو دلت نبود بزنی ذوقمو کورش کنی
کار از کار گذشته دیگه نمیشه به رو نیارم
با بدو خوب تو ساختم ولی نه دیگه کشش ندارم
تو بر عکس منی زیر حرفات میزنی
من به موقش یه کمی آره فوقش یه کمی
یه کمی کلاه رفته سرم وقتی بودی دورو برم
یه کمی کلاه رفته سرم ولی تو رو از رو میبرم
تو انگار تو نبردی ببین چه گردو خاکی کردی
عشق تو عینه درده آخ الهی برنگرده
حسی بهم نداشتی روزو شب واسم نذاشتی
تو ظاهر عشق و دوستی ولی دروغای زیر پوستی
هوایی شدی خواستی که قلبمو دورش کنی
دل تو دلت نبود بزنی ذوقمو کورش کنی
کار از کار گذشته دیگه نمیشه به رو نیارم
با بدو خوب تو ساختم ولی نه دیگه کشش ندارم

__________________________________________

بیت آخر

حرفامو میشنوی از لابلای شعر اینجوری بهتره
اما بدون هنوز شبهام بدون اشک محال بگذره
بودی کنار من اما چه سوت و کور من بودمو خودم
با این همه ولی از گوشه گیریات خسته نمیشدم
تو با خودم که هیچ با سایه ی منم حرفی نمیزدی
با این همه ولی به شب نشینی دلم خوش اومدی
از چی برات بگم وقتی نگفته هام با من آجین شده
حس میکنم دلم غمگین ترین دله روی زمین شده
روزا که میگذرن اما محاله که حسم عوض بشه
آخه هر شب یه ذره شعر روح خرابمو سمت تو میکشه
امشب قراره که با خاطرات تو بازم بشینمو باز دردو دل کنم
با کاغذای شعر صبحو ببینمو غرق خودم بشم
با قطره های اشک رو کاغذای خیس
این بیت آخره اما همیشه شعر پایان قصه نیست

 

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 138
rss نوشته شده در تاريخ سه شنبه 14 آذر 1391 و در ساعت : 04:56 - نويسنده : تابستانه
 خرد جمعي


 


در يک روز پاييزي در سال ١٩٠٦ دانشمند انگليسي "فرانسيس گالتون" خانه خود را در شهر پليموت به مقصد يک بازار مکاره در خارج شهر ترک كرد. گالتون ٨٥ ساله آثار کهولت را رفته‌رفته در خود احساس مي‌كرد اما هنوز از ذهني خلاق و کنج‌کاو برخوردار بود، چيزي که در طول عمرش به وي کمک کرده بود به شهرت دست يابد. دليل شهرت وي يافته‌هاي او در موردِ وراثت بود که موافقان و مخالفان سرسختي داشت. در آن روز خاص گالتون مي‌خواست در مورد احشام مطالعه کند. مقصد گالتون بازار مکاره ساليانه‌اي بود در غرب انگلستان، جايي که زارعين احشام خود را از گوسفند و اسب و خوک و غيره براي ارزش‌يابي و قيمت‌گذاري به آنجا مي‌آوردند.
حضور دانش‌مندي مانند گالتون در چنان جمعي غيرعادي مي‌نمود. ولي بايد توجه داشت که گالتون به دو چيز بسيار علاقه‌مند بود. يکي اندازه‌گيري پارامترهاي فيزيکي و ذهني و ديگري مطالعه در خصوص پرورش نسل. گالتون که در عين حال پسرخاله داروين نيز بود شديدا اعتقاد داشت که در يک جامعه تنها تعداد اندکي، مشخصه‌هاي لازم براي هدايت سالم آن جامعه را در خود دارند و از همين رو مطالعه مربوط به مسائل وراثت و نيز پرورش نسل، مورد توجه وي بود. او بخش بزرگي از عمر خود را صرف اثبات اين نظريه کرده بود که اکثريت افراد يک جامعه فاقد ظرفيت لازم براي اداره جامعه هستند.
آن روز او در حالي که در ميان غرفه‌هاي نمايش‌گاه مشغول قدم زدن بود به جائي رسيد که در آن مسابقه‌اي ترتيب داده شده بود. يک گاو نر فربه انتخاب شده و در معرض ديد عموم قرار گرفته بود. هر کس که تمايل شرکت در مسابقه را داشت بايد ٦ پنس مي‌پرداخت و ورقه‌اي مهر شده را تحويل مي‌گرفت. در آن ورقه بايد تخمين خود را از وزن گاو نر مي‌نوشت. نزديک‌ترين تخمين به واقعيت برنده مسابقه بود و جوائزي به صاحب آن تعلق مي‌گرفت.
٨٠٠ نفر در مسابقه شرکت کردند تا شانس خود را بيازمايند. افراد از همه تيپ و طبقه‌اي آمده بودند. از قصاب گرفته که قاعدتا بايد بهترين و نزديک‌ترين نظر را به واقعيت مي‌داد تا کشاورز و مردم عامي بي‌تخصص. گالتون اين گروه افراد را در مقاله‌اي که بعدا در مجله علمي "طبيعت" منتشر كرد به کساني تشبيه کرد که در مسابقات اسب‌دواني، بدون کم‌ترين دانشي در موردِ اسب‌ها و مسابقه و تنها بر اساس شنيده‌هايي از دوستان، روزنامه‌ها و اين طرف و آن طرف بر روي اسب‌ها شرط مي‌بستند.
اما يک چيز براي گالتون جالب بود، اين که ميانگينِ نظر افراد چيست. او مي‌خواست ثابت کند چگونه تفکر افراد وقتي نظريات‌شان با هم جمع شده و معدل گرفته مي‌شود در صورتي که متخصص نباشند از واقعيت به دور است. او آن مسابقه را به يک تحقيق علمي بدل كرد. پس از اين که مسابقه به انتها رسيد و جوايز پرداخت شد، ورقه‌هائي را که افراد بر روي آن نظرات خود را در خصوص وزن گاو نر منعکس کرده بودند از مسؤولين مسابقه به عاريت گرفت تا مطالعات آماري خود را بر روي آنان انجام دهد.
مجموعا ٧٨٧ نظر داده شده بود. گالتون به غير از تهيه يک سري منحني آماري دست به محاسبه ميانگينِ نظرات زد. او مي‌خواست دريابد عقل جمعي مردم پليموت چگونه قضاوت کرده است. بدون شک تصور او اين بود که عدد مزبور فرسنگ‌ها از عدد واقعي فاصله خواهد داشت چرا که از ديد وي افراد خنگ و عقب مانده در آن جمع اکثريت قاطع را تشکيل مي‌دادند.
ميانگينِ نظرات جمعيت اين بود که گاو نر ١١٩٧ پوند وزن دارد و وزن واقعي گاو که در روز مسابقه وزن کشي شد ١١٩٨ پوند بود. گالتون اشتباه مي‌کرد. تخمينِ جمع بسيار به واقعيت نزديك بود. گالتون نوشت نتايج نشان مي‌دهد که قضاوت‌هاي جمعي و دموکراتيک از اعتبار بيش‌تري نسبت به آنچه که من انتظار داشتم برخوردارند. اين حداقل چيزي بود که گالتون مي‌توانست گفته باشد.
در خصوص قضاوت "خرد جمعي" ذکر اين مطلب ضروري است که نظر هر فرد دو عنصر را در درون خود دارد اطلاعات صحيح و غلط. اطلاعات صحيح (از آن رو که صحيح‌اند) هم‌جهت‌اند و بر روي يکديگر انباشته مي‌شوند اما خطاها در جهات مختلف و غيرهم‌سو عمل مي‌کنند. لذا تمايل به حذف يکديگر دارند. نتيجه اين مي‌شود که پس از جمع نظرات آن‌چه که مي‌ماند اطلاعات صحيح است.
اقتباس از کتاب تحقيقي "خرد جمعي"
نوشته: جيمز سورويس‌كي

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 111
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 19 تیر 1391 و در ساعت : 07:42 - نويسنده : تابستانه
 اگر کوسه‌ها آدم بودند...

دختر کوچولوی صاحبخانه از آقای "کی " پرسید: . اگر کوسه ها آدم بودند با ماهی های کوچولو مهربانتر میشدند؟
آقای کی گفت:البته !اگر کوسه ها آدم بودند . توی دریا برای ماهی ها جعبه های محکمی میساختند . همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند . مواظب بودند که همیشه پر آب باشد . هوای بهداشت ماهی های کوچولو را هم داشتند . برای آنکه هیچوقت دل ماهی کوچولو نگیرد . گاه گاه مهمانی های بزرگ بر پا میکردند . چون که . گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است.
برای ماهی ها مدرسه می ساختند . وبه آنها یاد می دادند که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند . درس اصلی ماهی ها اخلاق بود . به آنها می قبولاندند که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است که خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک کوسه کند . به ماهی کوچولو یاد می دادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند. وچه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند . آینده یی که فقط از راه اطاعت به دست میایید. اگر کوسه ها آدم بودند در قلمروشا ن البته هنر هم وجود داشت. از دندان کوسه تصاویر زیبا ورنگارنگی می کشیدند . ته دریا نمایشنامه یی روی صحنه می آوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان . شاد وشنگول به دهان کوسه ها شیرجه میرفتند . همراه نمایش آهنگهای محسور کننده یی هم می نواختند که بی اختیار ماهیهای کوچولو را به طرف دهان کوسه ها می کشاند . در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت . که به ماهیها می آموخت . "زندگی واقعی در شکم کوسه ها اغاز میشود". "برتولد برشت"

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 115
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 15 تیر 1391 و در ساعت : 04:22 - نويسنده : تابستانه
 آقا ما..... شما ....


آقا ما بدبخت حقیر ، شما کوروش کبیر
ما واشر ، شما ارباب حلقه ها
ما طرح مسکن مهر ، شما برج العرب
ما مینیمم نسبی ، شما ماکسیمم مطلق
ما تکخوان گروه سرود،شما DJ!
 
اقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ ، شما امواج وایرلس
آقا ما باد بزن دستی شما کولر گازی نانو 
آقا ما پت ومت شما آیکیو سان
 
آقا ما بخیه , شما چفیه
آقا ما شب تار، شما صبح امید!
آقا ما ورزش از نگاه دو شما برنامه نود!
آقا ما فـــ شما فرحزاد !!
آقا ما هی آره شما هی نه .
 
آقا ما شورش قبیله ای ، شما گفتگوی تمدن ها
آقا ما لکنت زبون، شما سخنگوی دولت
آقا ما بنال بینیم با....شما خواهش میکنم بفرمایید
 
آقا ما کوکتل شما مدیر عامل پخش فراورده های گوشتی
آقا  ما مُخـمون تاب داره شما حیـاطـتون !
اقا ما کولر ابی ، شما کولر گازی ال جی
 
اقا ما برف شما بهمن
اقا ما چاکریم ، شما نایس تو میت یو
اقا ما کوله پشتی ، شما کوله باری از تجربه
اقا ما بله قربان – بله قربان ...... شما خوده سلطان
اقا ما علوم اول راهنمایی . شما فیزیک انتگرال
اقا ما تقویم جیبی . شما موسسه ژئو فیزیک !
 
اقا ما سه کله پوک . شما سه تفنگدار
اقا ما کته شما بیف استروگانف
 
اقا ما جرز لای دیوار . شما پترس فداکار
اقا ما فلافل . شما هات رویال برگر با پنیر و قارچ
اقا ما بن کارگری . شما بن تخفیف دیزنی لند
اقا ما سوختگی درجه ۳ . شما برنزه شکلاتی
اقا ما آب حوض . شما شیر موز
آقا ما یه نقطه توی فضا شما مبدا مختصات
آقا ما اشکنه شما ماهیچه
 
آقا ما سیمبیان شما آندروید
آقا ما آپارات شما یوتیوب
آقا ما کلوب شما فیسبوک
آقا ما جرقه شما بیگ بنگ
آقا ما آهن ربا شما سیاهچاله
آقا ما متر شما سال نوری
آقا ما سفیر امید شما اتلانتیس
آقا ما مارمولک شما تمساح
اقا ما cd شما بلو ری

اصلا میدونی؟ما…..
آقا ما چوق لباسی شما توتال کر
آقا ما چرتکه شما الجبرا
آقا ما x=2 شما   E=mc2
آقا ما میریم اغذیه شما برین پدیده
آقا ما مستشار شما جهانگیرشاه دولو

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 119
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 14 تیر 1391 و در ساعت : 08:27 - نويسنده : تابستانه
 یارانه ها و سوگلی ناصرالدین شاه

    بحث حذف یارانه و آزاد سازی قیمتها از زمان دولتهای قبل مطرح شده بود ولی هیچیک از آنان حاضر به انجام این کار نشده بودند و تنها جناب رئيس جمهور  بود که این عمل جراحی بزرگ را بر روی اقتصاد بیمار ایران آغاز کرد.
 
   مدت کوتاهی پس از آغاز حذف یارانه ها, مقاله ای در سایتها منتشر شد که هدف از آن, مقایسه عملکرد جناب رئيس جمهور  با یک پزشک زمان ناصرالدین شاه بود و اکنون با آشکار شدن نتایج عملکرد جناب رئيس جمهور  , مقاله مذکور خواندنی تر و جالب تر به نظر می رسد.
 
   دکتر «محمد خان کفری» از فرنگستان برگشته بود. آن زمان اواخر دوران سلطنت ناصرالدین شاه بود. می گفتند دکتر از فاکولته طب پاریس فارغ التحصیل شده است.
"لذت الدوله" سوگلی ناصرالدین شاه از درد شکم رنج می برد. او پس از انیس الدوله، شکوه الدوله، امین اقدس، عایشه خانم یوشی، لیلی خانم یوشی، باغبانباشی خانم و بدرالسلطنه، از زنان مورد علاقه اعلیحضرت بود. بصورت استثنایی اجازه داده شد دکتر محمد خان کفری (چون در فرانسه زیاد مانده بود و حرفهای بی قاعده می زد، او را کفری می خواندند) خانم را معاینه کند. او «لذت الدوله» را معاینه کرد و تشخیص داد خانم سنگ کلیه دارد و باید جراحی شود.
دکتر «تولوزان» و ده ها دکتر خارجی دیگر گفتند عمل جراحی خطرناک است.

   خانم باید فقط با دوا معالجه شود و به تدریج حتی دکتر «اسکات» و دکتر «لیندلی» و دکتر «سادوسکی» پیشنهاد کردند، خانم به فرنگستان فرستاده شود اما دکتر «کفری» زیربار نرفت و اطمینان داد. خانم را به مریضخانه ناصری (همین بیمارستان سینا) بردند. دکتر کفری، دو ساعت وی را جراحی و سنگ کلیه را خارج کرد. شاه و درباریان و خانمهای حرم در اتاق مجاور مشتاقانه و با بی صبری در انتظار پایان آن لحظات جان سوز بودند. سرانجام دکتر از اتاق خارج شد. چشمهایش از شوق برق می زد، بی اختیار می خندید بشکن میزد شاه و وزیر اعظم امین السطان جلو رفتند.

   شاه پرسید: ها؟! دکتر جان، چی شد؟ مریضه عمل شد؟ گفت: بله، قربان تمام شد. الحمدلله به میمنت و مبارکی عمل انجام و سنگ حجیم خارج شد. سپس یک قلوه سنگ چندین مثقالی متبلور که خون آن را شسته بودند و در مشتش بود، (لابد برای اینکه از شاه مشتلق بگیرد) به شاه نشان داد و حدود یک ربع ساعت درباره بزرگی آن و حجم و وزنش و اینکه مانندش در اروپا دیده نشده است، صحبت کرد و افزود: دلم می خواهد آن را به اکسپوزسیون جهانی پاریس بفرستم تا همه اطبا و جراحان تماشا کنند و شاخ در آورند. قربان! ملاحظه فرمایید، چقدر سنگین است؟ پدرم درآمد تا این عمل بی سابقه را به پایان برسانم.
شاه گفت: ان شاء ا...، مریض که به هوش می آید؟ طبیب جان! امان از عنایت خاص ما به این علیامخدره، این اواخر خیلی ضعیف و نحیف شده بود.

   دکتر گفت: الحمدلله دیگر آن ضعف و نحیفی برطرف شده و صورت آن به حدی می درخشد که باور بفرمایید، شبیه فرشتگان شده اند، قبله عالم! بفرمایید داخل جنازه آن مرحومه را ملاحظه فرمایید و فاتحه ای برای روح تازه درگذشته بخوانید. ایشان با تن در دادن به این عمل جراحی سخت، خدمت بزرگی به عالم بشریت فرمودند. خدا بیامرزدشان و از گناهان کرده و ناکرده آن عفیفه در گذرد!
   ناصرالدین شاه ابتدا متوجه مفهوم سخنان دکتر کفری نشد. گفت: چه می گویی؟ از کی حرف می زنی؟ میت و درگذشته چیست؟ کی مریضه به هوش می آید؟ مرتیکه! جوابم را بده، لذت الدوله چه شد؟

   دکتر کفری نگاهی به شاه کرد و نگاهی به حاضران و گفت: قربان! به سنگ کلیه نگاه کنید. تاکنون هیچ جراحی از زمان بقراط حکیم و جالینوس تا امروز نتوانسته چنین سنگی از کلیه انسان درآورد. عمل بزرگی بود و علمای فرنگستان مبهوت می شوند. البته مریضه زیر عمل تاب نیاورد و فوت فرمود، خدا بیامرزدش!!

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 42
rss نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 تیر 1391 و در ساعت : 05:19 - نويسنده : تابستانه
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، ... ... و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
ارسال لينك
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5112
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 78
» بازديد ماه : 5190
» بازديد سال : 5111
» کل بازديدها : 121150
» مجموع اعضا :
» تعداد مطالب : 542
» تعداد نظرات :
صفحات اضافي
» TEST
طراحي و اجرا : بخش طراحي قالب ثامن بلاگ ( www.farbod-vahedian.info )