X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - دلنوشته ها
tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - دلنوشته ها
بلاگفاجالب,زیبا,اگر دروغ رنگ داشت,کلام ناب از دکتر علی شریعتی 1,وقتی من به دنیا اومدم...,چقدر زیبا گفته شریعتی,بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر کشور,مدرسه,طلا,مهد کودک,خواب,جهیزیه,من برگشتم,SIZE 1pt مد شده,کلاس های تخصصی برای زوج های جوانطنز
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
به نظر من نتیجه مذاکرات ایران و 5+1 :




امکانات ديگر
 خدا بودن و انسان نداشتن !


رنج جانکاهی ست گنج بودن و مجهول ماندن ! گنج بودن و در ويرانه ها فراموش ماندن !
 
رنج بزرگی ست علم بودن و عالم نداشتن ! علم بودن و عالم نيافتن !
 
زيبا بودن و ناديده ماندن ! فرياد بودن و ناشنيده ماندن !

نور بودن و روشن نکردن ! آتش بودن و گرم نساختن !
 
عشق بودن و دلی نيافتن ! روح بودن و کالبدی نبودن !
 
چشمه بودن و تشنه ای نديدن ! پيام بودن و پيامبر بودن و کسي نداشتن !
 
مثنوی بودن و خواننده ای نديدن ! چنگ بودن و پنجه نوازنده ای نبودن !
 
چه بگويم ؟

خدا بودن و انسان نداشتن !

                                                                      دکتر علی شريعتی / کتاب انسان بی خود

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 10
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 12 تیر 1391 و در ساعت : 10:23 - نويسنده : تابستانه
 دکتر علی شریعتی

- می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

- زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت
 
- در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.
 
- انسان مجبور نیست حقایق را بگوید ولی مجبور است چیزی را که می گوید حقیقت داشته باشد

- خدایا چگونه زندگی کردن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت –

- تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد
 
- خدایا شهرت منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که: میخواهند باشم نکند .


- زمانی مصاحبه گری از معلم صداقت و صمیمیت دکتر علی شریعتی پرسید :

به نظر شما چه لباسی را به زن امروز بپوشانیم ؟
دکتر علی شریعتی در جواب گفتند : نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمائید . فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست

- انسان به اندازه ای که به مرحله انسان بودن نزدیک می شود ،احساس تنهایی بیشتری می کند

- انسان عبارت است از یک تردید. یک نوسان دائمی. هر کسی یک سراسیمگی بلاتکلیف است.
 
- خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری

- هر کس بد ما به خلق گوید

  ما چهره دل نمی خراشیم
 ما خوبی او به خلق گوییم
 تا هردو دروغ گفته باشیم


- خدایا هر که را عقل دادی ، چه ندادی؟ و هر که را عقل ندادی ، چه دادی؟؟؟

- با شیطان هم داستان شدم تا در برابر هیچ آدمی سر تسلیم فرود نیاورم.
 
- هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .

برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 21
rss نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 18 خرداد 1391 و در ساعت : 06:06 - نويسنده : تابستانه
 دل گفته های مدیر وبلاگ


سلام

چند روز پیش داشتم به این فکر میکردم که این عید مزایای بسیار زیادی دارد:
- یکی از مهمترین مزایای آن درآمدن پدر قشر کارگر و کارمند و اقشار ضعیف جامعه (از نظر مالی) هستش.
- از مزایای دیگه اون هم پر شدن جیب کاسب جماعت و کارمندان برخی از بانکهای خاص( حالا نه لزوما اونایی که با بنده خدا الف م م و اختلاس 3000 میلیاردی سروکار دارن) و خالی شدن افراد ذکر شده در خط بالاست.
- مزیت دیگه هم واسه این معده درب و داغون ماست که از بس در طول سال از خوردن و البته دیدن و چشیدن طعم تنقلات خالیه و به دور، وقتی به آجیل و شکلات و شیرینی و میوه مفت میرسه انقده میخوره که زرتش قمصور میشه و دل درد و دل پیچه و عق عق(منظور همان احساس حال به هم خوردگی و گل و آب به روتون استفراغه. این کلمه از کلمات اختراعی محمد پارساست )
- جونم بگه واستون از عیدی و عیدی دادن هم که نگو. بچه که بودیم موقع عید اول عیدی رو میگرفتیم و خوشحال میشدیم. بعد عیدی رو بابامون ازمون میگرفت و با این وعده که میخوام واست یه چیز خوب بخرم بازم خوشحال میشدیم و در آخر هم رنگ اون پول رو هم نمیدیدیم و به قولی هنوز آرزوی دیدن اون عیدیا داره خفمون میکنه ولی بازم خوشحالیم که مترادفه با این که ما کلا بچه های دوره شنگول و منگولیم و الکی خوش . با داشتن یه آدامس بادکنکی کبکمون خروس میخوند و با دیدن کارتون پت و مت و پلنگ صورتی و خانواده دکتر ارنست حال ل ل ل میکردیم.  ولی الان ماشالله بچه ها کلهم کلاه سرشون نمیره و همیشه هم همه چی باید داشته باشن و در نتیجه ما بیچاره ها در بد دوره ای گیر کردیم . دوره اول پدر سالاری و دوره دوم بچه سالاری و خودمون هم کشک ک ک ک ک .
ای بابا اصن یادم رفت چی میخواستم بگم. اوم م م . آهان یادم اومد. خوب مزایای عیدو گفتم . البته به صورت تریتوار .

در کل عید چیزهای بدی هم دارد:
- یکی از آنها این که سال نو میشه و ما باید انتظار بکشیم که سال زودتر تموم شه و  دوباره یه عیدی حداکثر 000 350 تومنی بهمون بدن تا خرکیف شیم.
- بعدی دیدن  اقوام و فک و فامیلیه که در طول سال یه بارم نمیبینیمشون. ولی تو این سیزده روز هرجا که میریم انقده اونا رو میبینیم که دوباره به حال عق عق می افتیم.
- خلوت شدن کمی تا قسمتیه خیابونای تهرانه که آدم حالش از این خلونی و هوای نسبتا تمیز به هم میخوره . آخه میدونید دیگه. ترک عادت باعث مرضه و اگه یه روز هوای کثیف و آلوده به همراه مقادیر بسیار زیاد سرب و بنزن و کوت و زهرمار نره تو حلقمون و صدای زیبای حرکات خودروان در خیابانها و کوچه ها و بوق های ممتد همان خودروان پیش گفته رو نشنفیم، باعث مریضی و کسالت ما میشه.
- خوب دیگه حال نوشن ندارم که اینم صد از البته از مزایای بهار و عیده که باعث فراخی انتهای روده بزرگ میشه.
اگه تو هم از مزایای و معایب عید چیزی در کله داری بنویس تا اینجا با اسم خودت اضافه کنم
برچسب ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 10
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 9 فروردین 1391 و در ساعت : 12:29 - نويسنده : تابستانه
 حرفهای آخر سال 90
    الان ساعت 9:20 شب 90/12/29 دوشنبه شبه و کمتر از 12 ساعت به پایان سال 1390 باقی مونده. از نظر شحصی خدا رو شکر میکنم که الحمدالله سال بدی نبود واسم برعکس یکی دوسال پیش که البته اونم جای شکر داره. به هرحال ...

   از نظر کلی ولی امسال متاسفانه سال خوبی برای مردم و کشورمون نبود و متاسفانه خبرهای بسیار بدی رو امسال داشتیم و همچنین خبرهای خوب که البته اون خبرهای منفی سایه انداخته بود رو اون قسمتهای مثبت.
    متاسفانه خبر اختلاس 3000 میلیاردی از یکطرف ، خبر رای آوردن مجدد وزیر اقتصاد از طرفی دیگه و در پی اونها وضعیت ارز و سکه که هنوز هم ادامه داره خبرهای ناخوشی بودن.
    خبر بد دیگه اینکه متاسفانه بر اثر سوء مدیریت کلان دولت در ادامه سوء مدیریت در سالهای قبل، دامنه تحریمها سایه شوم خودش رو بدجور رو سر مردم و کشور پهن کرده و خبرهای بدی هم میرسه حاکی از این که ممکنه جنگ در سال آینده به ما تحمیل شه. اونجوری که غربیها گفتن گویا این آخرین باریه که میخوان با ایران بر سر برنامه هسته ای مذاکره کنن.
   خبر جالب تاسف انگیز دیگه نحوه پاسخ دادن ریاست محترم جمهور!!!به سئوالات نماینده های محترم تر مجلس بود که هم مجلس رو دست انداحت هم مردم رو هم جایگاه ریاست جمهوری رو که البته بعضی ها میگن حق مجلس همین بوده .......
   ما اصلا و ابدا مخالف داشتن دانش هسته ای و حتی بالاتر از اون هم نیستیم ولی دنیای امروز دنیای سود و هزینه است . یعنی اینکه ماببینیم تا الان چقدر هزینه داده ایم و چه به دست آورده ایم و آیا نمیشد این چیزهایی که تا الان به دست آوردیم رو بابتش هزینه کمتری میدادیم؟؟؟؟؟؟
    موضوعات بسیار زیاد دیگری هم در سال گذشته اتفاق افتاد که هر کدام قابلیت این را دارند تا صفحه ها راجع به آنها نوشت که در این آخر سالیه نه در حوصله من است و نه در حوصله شما. خلاصه سال آینده سال خیلی سرنوشت سازیه برای ما که فقط من در این اندک مجال آرزو میکنم که ختم به خیر بشه و الهی سال خوب و خوشی باشه برای همه فارسی زبانان در هرکجای این کره خاکی مخصوصا ایرانیان عزیز و مخصوصاتر اونایی که تو ایرانن.
 الهی آمین

برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 22
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 اسفند 1390 و در ساعت : 07:14 - نويسنده : تابستانه
 من برگشتم

سلام به همه عزیزان  

فعلا قاچاقی برگشتم 

برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 5
rss نوشته شده در تاريخ سه شنبه 2 اسفند 1390 و در ساعت : 08:28 - نويسنده : تابستانه
 خداحافظی موقتی

سلام دوست عزیز 

   وبلاگ تابستانه از این تاریخ یعنی 25/07/90 تا اطلاع ثانوی که فکر میکنم اوایل اسفند باشه به روز نمی شود (البته یه سری مطلب پیش پیش آپ کردم و منظورم اونا نیست) و پس از آن اگه قسمت باشه و زنده باشم و خدا بخواد دوباره شروع میکنم.  

   دلیلش هم اینه که اگه خدا قبول کنه میخوام بشینم واسه ارشد بخونم و اعتیاد به آپدیت کردن وبلاگ و پیگیری امورات مربوط به اون این کار رو یه کم سخت می کرد. به هرحال از اینکه تا به اینجا با من بودید و لطفتون شامل حالم بود ممنونم و سپاسگزار

برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 22
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 مهر 1390 و در ساعت : 04:43 - نويسنده : تابستانه
 بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر کشور + در مترو
 

   بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر اماکن خصوصی و عمومی کشور ؛ به بررسی روند رشد و نمو یک کودک(پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :

اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال برگشت از مهد کودک است.

...
1) در مسیر برگشت از مهد کودک :

لضا لضا (همان رضا ) من مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !

رضا : مامان چیه ؟! 

2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه

راننده رو به بچه های داخل سرویس : همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!

جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟ 

3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی

رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.

جواد : چی ؟

رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم

جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا ! 

4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا

رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا

جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.صداش خیلی عجیب غریب بود.یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!

رضا : تو چی گفتی ؟

جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد ! 

5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه

جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!

رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟ 

6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری

جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟! 

7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب! 

8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت

جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟

خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟ 

9) خیلی سال بعد

نسل ایرانی منقرض شد


پی نوشت:
امروز صبح تو مترو  منتظر قطار بودم و داشتم به صندلیهای سفت و سخت مترو فکر میکردم و اینکه آیا نمیشد جای اونها صندلیهای راحت تر و با کلاس تری میذاشتن که چشمم به رنگ  صندلیهای سالن انتظار مترو افتاد و ییهو یه چیز جالب نظرم رو به خودش جلب کرد. تفکیک جنسیتی صندلیهای مترو. خیلی جالب بود . صندلیهای قسمت آقایون به رنگ آبی و صندلیهای قسمت خانمها به رنگ زرد. اولش فکر کردم فقط تو همون ایستگاه اینجوریه ولی ایستگاههای بعدی رو هم که نگاه کردم دیدم همین روش رو اجرا کردن. حالا دلیلش چیه رو والله دیگه خودتون باید حدس بزنید!!!

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 23
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 6 مهر 1390 و در ساعت : 03:55 - نويسنده : تابستانه
 وقتی من به دنیا اومدم...
- وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود .
- وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شد یعنی ۱۶ برابر من .
- وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من .
- وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من .
- وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من .
- وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من .
- وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من .
می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم .

دكتر علي شريعتي


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 4
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 شهریور 1390 و در ساعت : 03:16 - نويسنده : تابستانه
 چقدر زیبا گفته شریعتی

دموکراسی می گوید :  

- رفیق حرفت را خودت بزن، نانت را من می خورم!  

 

مارکسیسم می گوید : 

- نانت را خودت بخور ، حرفت را من می زنم! 
 

فاشیسم می گوید : 

- نانت را من میخورم ، حرفت را هم من می زنم ، تو فقط برای من کف بزن!
 
اسلام حقیقی می گوید : 

- نانت را خودت بخور ، حرفت را هم خودت بزن ، من برای اینم  که به حق برسی!  


اسلام دروغین می گوید : 

- تو نانت را بیاور بده به ما،ما قسمتی از آن را جلویت می اندازیم و تو حرف بزن ... اما حرفی را که ما می گوییم!  


معلم شهید، دکتر علی شریعتی


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 16
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 شهریور 1390 و در ساعت : 12:11 - نويسنده : تابستانه
 کلام ناب از دکتر علی شریعتی - 1

من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .  

 -----------------------------------------------------------  

به سه چيز تکيه نکن، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد.   

-----------------------------------------------------------  

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ... !
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ... !
می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ... !
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی ( سرپرست ) لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ... !
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ... !
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ... !
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ... !
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ... !
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ... !
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ... !
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ... !
و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش ، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ... !
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ... !
و این، رنج است.
----------------------------------------------------------- 

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست 

-----------------------------------------------------------  

عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگي کني . 

----------------------------------------------------------- 

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند 

 -----------------------------------------------------------  

آن روز که همه به دنبال چشم زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 11
rss نوشته شده در تاريخ شنبه 12 شهریور 1390 و در ساعت : 09:25 - نويسنده : تابستانه
 اگر دروغ رنگ داشت

اگر دروغ رنگ داشت
هر روز شاید
ده ها رنگین کمان در دهان ما نطفه می بست
و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت
عاشقان سکوت شب را ویران می کردند  

اگر به راستی خواستن توانستن بود
محال نبود وصال!
و عاشقان که همیشه خواهانند
همیشه می توانستند تنها نباشند  

اگر گناه وزن داشت
هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد
تو از کوله بار سنگین خویش ناله می کردی...
و من شاید کمر شکسته ترین بودم  

اگر غرور نبود
چشم هایمان به جای لب هایمان سخن نمی گفتند
و ما کلام محبت را در میان نگاه های گهگاهمان
جستجو نمی کردیم  

اگر دیوار نبود نزدیک تر بودیم
با اولین خمیازه به خواب می رفتیم
و هر عادت مکرر را در میان ۲۴ زندان حبس نمی کردیم  

اگر خواب حقیقت داشت
همیشه خواب بودیم
هیچ رنجی بدون گنج نبود...
ولی گنج ها شاید
بدون رنج بودند  

اگر همه ثروت داشتند
دل ها سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند
و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید
تا دیگران از سر جوانمردی
بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند
اما بی گمان صفا و سادگی می مرد...  

اگر همه ثروت داشتند  

اگر مرگ نبود 

همه کافر بودند
و زندگی بی ارزش ترین کالا یود

ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید

اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم...  

اگر عشق نبود  

اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند  

اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت

دکتر علی شریعتی


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 5
rss نوشته شده در تاريخ دوشنبه 7 شهریور 1390 و در ساعت : 03:07 - نويسنده : تابستانه
 وبلاگ قدیمی من - پست ثابت

شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر،   شخصیت من چیزیه که من هستم،   اما برخورد من بستگی داره به اینکه :

  " تو " کی باشی ...



سلام به همه عزیزان بازدید کننده 

 


 وبلاگ قبلی من با همین نام و در دامنه بلاگفا به آدرس زیر می باشد. مطالب جالب و زیبایی هم در اون هست میتونید به اون هم مراجعه کنید:


 
این وبلاگ معمولا در 2 ، 3 یا 4 نوبت در طول روز آپ میشه   
 
ممنون 
 

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 210
rss نوشته شده در تاريخ شنبه 7 خرداد 1390 و در ساعت : 09:12 - نويسنده : تابستانه
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، ... ... و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
ارسال لينك
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 32
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 1
» بازديد ماه : 73
» بازديد سال : 1006
» کل بازديدها : 107373
» مجموع اعضا :
» تعداد مطالب : 542
» تعداد نظرات :
صفحات اضافي
» TEST
طراحي و اجرا : بخش طراحي قالب ثامن بلاگ ( www.farbod-vahedian.info )