تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - آی آدم‌ها
tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - آی آدم‌ها
ما، همان جمع پراکنده . . .موج، می‌آمد، چون کوه و به ساحل می‌خورد.از دلِ تیرۀ امواج بلند آوا،که غریقی را در خویش فرو می‌برد،و غریوش را فرو می‌کُشت، نعره‌ای خسته
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
به نظر من نتیجه مذاکرات ایران و 5+1 :




امکانات ديگر
 آی آدم‌ها


ما، همان جمع پراکنده . . .

موج، می‌آمد، چون کوه و به ساحل می‌خورد.از دلِ تیرۀ امواج بلند آوا،
که غریقی را در خویش فرو می
‌برد،و غریوش را فرو می‌کُشت، نعره‌ای خسته و خونین، بشریت را،
به
کمک می‌طلبید:
ـ
« آی آدم‌ها . . .
آی آدم‌ها . . .»


ما شنیدیم و به یاری نشتابیدیم! به خیالی که قضا،
به گمانی که قدر، بر سر آن خسته، گذاری بکُند!
«
دستی از غیب برون آید و کاری بکند»
هیچ
‌یک حتی از جای نجنبیدیم! آستین‌ها را بالا نزدیم
دست آن غرقه درامواج بلا را نگرفتیم
، تا از آن مهلکه ـ شاید ـ برهانیمش،
به کناری برسانیمش! . . .

موج، می‌آمد، چون کوه و به ساحل می‌ریخت.با غریوی،

که به خاموشی می‌پیوست. با غریقی که در آن ورطه، به کف‌ها، به هوا،
چنگ می‌زد، می‌آویخت. . .


ما نمی‌دانستیم

این که در چنبر گرداب گرفتار شده‌ست، این نگون‌بخت که این‌گونه نگونسار شده‌ست،

این منم، این تو، آن همسایه، آن انسان، این مائیم.

ما، همان جمع پراکنده،

همان تنها، آن تنهاهاییم!

همه خاموش نشستیم و تماشا کردیم.آن‌صدا، اما هرگز خاموش نشد.

ـ « . . . آی آدم‌ها . . .
«آی آدم‌ها . . .»
آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد،
آن صدا، در همه‌جا دائم، در پرواز است!
تا به دنیا دلی از هول ستم می‌لرزد،خاطری آشفته‌ست!
دیده‌ای گریان است،

هر کجا دست نیاز بشری هست دراز؛ آن صدا درهمه آفاق طنین انداز است!

آه، اگر با دل و جان گوش کنیم
، آه، اگر وسوسه نان را یک لحظه فراموش کنیم،
«
آی آدم‌ها»را
در همه‌جا
می‌شنویم.در پی آن‌همه خون، که بر این خاک چکید، ننگ‌مان باد این جان!
شرم
‌مان باد این نان!
ما نشستیم و تماشا کردیم!

در شب تار جهان!
در گذرگاهی
، تا این حد ظلمانی و توفانی!
در دل این
‌همه آشوب و پریشانی!
این
‌که از پای فرو می‌افتد، این‌که بر دار نگونسار شده‌ست، این که با مرگ در افتاده‌ست،

این هزاران و هزاران که فرو افتادند؛ این منم، این تو، آن همسایه،آن انسان،این ماییم!

ما، همان جمع پراکنده، همان تنها،
آن تنهاهاییم!


این‌همه موج بلا در همه جا می‌بینیم،
«
آی آدم‌ها» را می‌شنویم، نیک می‌دانیم، دستی از غیب نخواهد آمد
هیچ
‌یک حتی یک‌بار نمی‌گوییم
با ستمکاری نادانی، این‌گونه مدارا نکنیم
، آستین‌ها را بالا بزنیم
دست در دست هم از پهنهء
آفاق برانیمش!

مهربانی را
، دانایی را، بر بلندای جهان، بنشانیمش. . .!

ـ « آی آدم‌ها . . .!
موج می‌آید . . .»

                          شعر ترانه از: فریدون مشیری - از مجموعۀ «مروارید مهر» 
برچسب ها:

| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 12
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 2 شهریور 1390 و در ساعت : 03:07 - نويسنده : تابستانه
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، ... ... و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
ارسال لينك
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5854
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 78
» بازديد ماه : 5932
» بازديد سال : 5853
» کل بازديدها : 121892
» مجموع اعضا :
» تعداد مطالب : 542
» تعداد نظرات :
صفحات اضافي
» TEST
طراحي و اجرا : بخش طراحي قالب ثامن بلاگ ( www.farbod-vahedian.info )