تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - قسمتی از سفر نامه پنجم آقای" نیمه مهم " به سازمان ملل متحد
tabestaneh 2- Special For Botomn 1391 - قسمتی از سفر نامه پنجم آقای" نیمه مهم " به سازمان ملل متحد
قسمتی از سفر نامه پنجم آقای" نیمه مهم " به سازمان ملل متحد       .... وقتی چشم باز کردم دیدم جلوی میکروفن ها روبروی نمایندگان همه کشورها دارم از روی نوشته ام سخنرانی میکنم . بله ، من باز با حمایت مست
عضويت سريع
ورود
نام کاربري :
رمز عبور :
معرفي وبلاگ به دوستان
نام شما :
ايميل شما :
نام دوست شما:
ايميل دوست شما:
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
به نظر من نتیجه مذاکرات ایران و 5+1 :




امکانات ديگر
 قسمتی از سفر نامه پنجم آقای" نیمه مهم " به سازمان ملل متحد

      .... وقتی چشم باز کردم دیدم جلوی میکروفن ها روبروی نمایندگان همه کشورها دارم از روی نوشته ام سخنرانی میکنم . بله ، من باز با حمایت مستقیم شخص امام زمان از همه توطئه ها به سلامت گذشتم و باز هم برنامه ربوده شدنم توسط امریکائی ها ، ترورم توسط اسرائیلی ها ، کفش خوردنم توسط خس و خاشاک های فرنگی ، هو شدنم توسط تروریستها ، آزار و اذیتم توسط خرمگس استودیو و ... عقیم ماند و به سازمان ملل رسیدم ، رئیس اینجا که فامیل قهرمان مورد علاقه من " جومونگه " ولی چون اسم سختی داره همش یادم میره به استقبالم اومد و با مهربانی گفت : محمود ، به خونه خوش اومدی .
 

     هنوز چند ثانیه از حضورم نگذشته بود که دیدم باز " هاله " دارد بطرفم می آید و اینبار او تنها نبود و چند تن از دوستانش را همراه خود آورده بود ! 


     در موقع سخنرانی همه نمایندگان سراپا گوش بودند و محو سحر کلمات من ، فقط چند دقیقه یکبار همانند اجراهای جکسون ( از نوع مرحوم مایکل ) یکی از حضار از فرط هیجان فریادی می کشید و از هوش می رفت و کارمندان سازمان ملل مجبور میشدند آنها را از سالن خارج نمایند . همه بودند ، حتی دیدم نماینده رژیم غاصب و خونخوار و نامرد و ... اسرائیل هم که قاعدتا" نباید حرفهای مرا گوش میکرد ، رفته پشت میز یه کشور دیگه قایم شده و زیر لب احسنت احسنت میگه .
     " هیلاری " هم به هر کدام از خانومهای حاضر یه قمه با یه گریپ فروت داده بود ، من خودم شاهد بودم آخر سخنرانی من از بلندگو اعلام کردند به همه گروهای خونی نیاز فوری دارند .
     " باراک " ذلیل مرده هم داشت هنگام سخنرانیم ، هی یادداشت بر میداشت تا واسه سال آینده از اونها استفاده کنه . مطمئنم از اینکه هنگام سخنرانی مزخرفش هیچ کس تحویلش نگرفت حسابی شاکیه و داره به من حسودی می کنه ، خوب شد که اون نظر قربونی رو که " فاطی " بهم داده بود با خودم آوردم وگرنه حتما" تا الان چشم خورده بودم ....


| لينک ثابت | | تعداد بازديد : 8
rss نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 شهریور 1390 و در ساعت : 10:58 - نويسنده : تابستانه
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، ... ... و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
ارسال لينك
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5854
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ديروز : 78
» بازديد ماه : 5932
» بازديد سال : 5853
» کل بازديدها : 121892
» مجموع اعضا :
» تعداد مطالب : 542
» تعداد نظرات :
صفحات اضافي
» TEST
طراحي و اجرا : بخش طراحي قالب ثامن بلاگ ( www.farbod-vahedian.info )