| تبلیغات | X | |
|
عضويت سريع
ورود
معرفي وبلاگ به دوستان
آرشيو مطالب وبلاگ
نظرسنجي
امکانات ديگر
|
چیز هایی که از والدینم آموختم - طنز
کار را که کرد آن که تمام کرد:
اگر می خواهید همدیگه رو بکشید برید بیرون! من تازه اینجا رو تمیز کردم! دعا: دعا کن سر جاش باشه وگرنه…! منطق: به خاطر اینکه من می گم! آینده نگری: اگر از اون تاب بیافتی و گردنت بشکنه محاله با خودم ببرمت خرید! رعایت آداب غذا خوردن: موقع غذا خودن دهنت رو ببند! توجه: اگر بدونی پشت گوش هات چقدر چرکه! استقامت: تا وقتی کلم بروکلی هاتو نخوردی از جات تکون نمی خوری! چرخه ی زندگی: من تورو به دنیا آوردم و اگر بخوام خودم هم شرت رو از این دنیا می کنم! اصلاح رفتار: تو دیگه مثل بابات رفتار نکن! قناعت: میلیون ها بچه کم شانس توی دنیا هستن که آرزو می کردن من مادرشون بودم! انتظار: وایسا برسیم خونه… مراقب از خود: ژاکتت رو بپوش! یه جوری رفتار می کنی انگار من که مادرتم نمی دونم کی سردت میشه! رشد کردن: اگر اسفناج نخوری بزرگ نمیشی! کنایه: گریه می کنی؟ حالا یه کاری می کنم که واقعا اشکت در بیاد! ژنتیک: باید به خاطر ژن بابات باشه! اصل و نصب: این چه وضع اتاقه؟ مگه تو طویله به دنیا اومدی؟ خرد: وقتی به سن من برسی می فهمی! عدالت: یه روزی بچه داری میشی و امیدوارم بچه هات عین خودت بشن |
درباره وبلاگ
چه رسم جالبی است،
محبتت را میگذارند پای احتیاجت،
صداقتت را میگذارند پای سادگیت،
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت،
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت،
... ... و وفاداریت را پای بی کسیت،
و آنقدر تکرار میکنند که خودت
باورت میشود که تنهائی و بیکس و محتاج....!!!
منوي اصلي
محبوترين نوشته ها
آخرين پست ها
پيوند هاي روزانه
» مداد
پيوندها
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 5854
» افراد آنلاين : 1 » بازديد ديروز : 78 » بازديد ماه : 5932 » بازديد سال : 5853 » کل بازديدها : 121892 » مجموع اعضا : » تعداد مطالب : 542 » تعداد نظرات : صفحات اضافي
» TEST
|